پارت صد و پنجاه و هفتم :

دانیال عقب کشید:تا بیای بیرون من حاضر شم؟
افسون دست به موهای بلند او کشید:موهات نم داره!دوش گرفتی؟
دانیال مجله را کناری انداخت:خستگیمو در می بره همیشه!
افسون موهای او را نوازش کرد:راستش رو بگو! چقدر منتظرم‌ بودی؟چقدر تو فکرم بودی؟
دانیال دست او را بوسید:اصلا تو فکرت نبودم! پاشو برو دوش بگیر...پاشو!
افسون از جا که بلند شد،دانیال یادش افتاد که توی حمام چوب لباسی نگذاشته تا ل

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیوا

    1

    اوه اوه افسون زیادی داره نزدیک میشه خطرناکک شدد

    ۱ هفته پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خیلیییی

    ۱ هفته پیش
کپی شد!