پارت صد و پنجاه و ششم :

دانیال پیراهن را نگرفته،دستهای او را بوسید و گفت:خاک برسر من! چقدر من بی فکرم! چرا هیچی برات نگرفتم؟
افسون بی خیال خندید:عیبی نداره.من خیلی خسته م! چند ساعت پرواز کوفته م کرده! قهوه درست می کنی برام؟
دانیال از جا پرید:الان...الان...شکلات هم خریدم،دوست داری؟
افسون چمدانش را برد طرف اتاق:اینجا بذارم چمدونو؟
دانیال کاسه را به کوزه کوبید:هر جا که دوست داری بذار عزیزم!
افسون لبا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!