عشق ممنوعه ی من به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و پنجاه و پنجم :
توی اخرین ویس گفته بود:خیلی خیلی خوشحالم.انقدر که امشب خوابم نمی بره!باورم نمی شه...
بعد بینشان سکوت بود تا فردا که تهران را به مقصد رم ترک کند و بعد یکراست برود پاریس و توی فرودگاه اورلی از هواپیما پیاده شود.دانیال چه شکلی شده بود؟چاق شده بود یا لاغر؟
اصلا مگر مهم بود؟
فصل بعد: عاشقتر از بهارم من
انقدر همه چیز فشرده بود و پرواز خسته کننده بود که فرصت نکرد،رم را ببیند.با انگلیØ

لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
1بلاخره دانیال خان رو هم دیدیم از کارش پشیمون شده