لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت هفتاد و چهارم :
شیلا عصبی و هستیریک جوری که معلوم بود از حرف آریا آتش گرفته و در حال سوختن است؛ خندید و جلو آمد و پای چپش را بلند کرد و پاشنه ی چکمه ی بلندش را روی همان قسمت از شلوار آریا که پاره بود و زخم زانویش خودنمایی میکرد؛ گذاشت و جوری پاشنه را بروی زخمش سایید که گویی در حال خاموش کردن ته سیگار روی زمین است!
آریا ازشدت درد فریاد کشید وناسزا گفت!
- حروم زاده؛ تخم زنا؛ دستامو باز کن ببین چه بلایی
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
تارا
0نمی تونم بگم چند تا حدس مختلف دارم اما حسی بهم میگه ژیوار قهرمان قصه است
۳ ماه پیشنیلو
0نویسنده جان پارت نداشتیم از دیروز تا حالا 🙏
۳ ماه پیشیه غریبه
1لیدا جان پارت جدید لطفاا
۳ ماه پیشفاطی
3صد رحمت به اکرم نخاله مادر لاوین این شیلا از همه بدتره خدایا توبه می خواد شیر لاوین رو بده به مردا
۳ ماه پیشسوگل
2باورم نمیشه یه زن اینقدر بدجنس و عوضی من خشکم زده
۳ ماه پیشنیلوفر
2خیلی استرس ادامه شو دارم زودتر میشه پارت بزارید ممنونمم
۳ ماه پیشمیم
3وای که چقدر کثافت و لجنه این زنیکه،چطور این لجن محرم اسرارش بوده،چطور همدستش شده،بعد میگین آریارو قضاوت کردیم،خب مگه احمق تر از اینم داریم 😠😮🙏🏻
۳ ماه پیشماهی
3واای نه الان کی میخواد نجاتشون بده سلاله تو خونه تنها بود البته تا الان پیداش کردن قطعا نهه کثافط
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

اعظم
0داستانت داره خیلی تلخ و ناراحت کننده میشه امیدوارم زودی کمک برسه