آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت شصت و نهم :
مطمئن بودم اونا از آشوب خبر دارن. اصلاً مگه میشد بیخبر باشن؟ یه یادداشت از خودش گذاشته بود توی بیمارستان و خانوادهاش با نشون دادن اون یادداشت، ادعا میکردن که خودشونم از آشوب بیخبرن.
درحالی که نمیدونستن من مثل خودشون خر نیستم که این چرت و پرتها تو کتم فرو بره.
سیاوش ولی کجخند متمسخری زد و گفت:
- زنِ توئه اونوقت سراغش رو از ما میگیری؟ ببین چه بلایی به سرش آوردی که ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
به قول یکی از مخاطبا، موقعیت جوری شده که میشه به همه مظنون بود👌🏻بله البته مهتا هم ممکنه باشه
۹ ساعت پیشآمنه
0عجب چیزی شد این رمانمون اخه محافظ از کجای عالم و آدم اومد که میخواد در برابر اون شیطان مواظبت کنه پارت عالی
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بنظرتون کی میتونه باشه؟
۳ روز پیشآمنه
0به والله دیگه بین این همه هیولا که مهراب داره گیج شدم کی هست آرش دشمن مهراب هست و مهام هم دلخوشی از اونها نداره شاید اگه پلیس باشه که درحال جمع کردن اطلاعات برای دستگیری مهراب باشه گرچه *** که مهراب انجام داد یک پلیس نمیتوانه تحمل کنه به خاطره همین نمیدونم شاید هم مهتا ممکنه باشه گرچه احتمال کم
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هوم👏🏻حدست روی کاراکترهای خوبی رفت. درمورد مهام هم حدس خیلی خوبی زدی👌🏻دوست داشتم
۳ روز پیشFatemeh
0یعنی پیداشون نمیکرد تعجب میکردم
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
👌🏻😂
۳ روز پیشنگار
0چرافکر میکنم آرش همون محافظه🤔خب هیچ *** به آرش شک نمیکنه،خب اون باعث شد که مهراب عصبی بشه و آشوب بره تو کما و با پدرش ملاقات کنه،از همه مهم تر اون دشمن مهراب شاید هم آرش نباشه مرسی حدیث پارت خیلی خوبی بود💙💙
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شک خیلیها هم به مهام میره... بازم آره ممکنه آرش باشه
۵ روز پیشنگار
0اره خب مهام هم زیاد دله خوشی از مهراب نداده از نقشه هاش هم باخبره یعنی از همه چیز باخبره اره مهام هم میشه باشه🤔😃💙💙
۴ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دقیقاً مهام هم میتونه باشه
۴ روز پیشنگار
0اهوومم می تونه مهام هم باشه تازه مهام هرچند نامحسوس ولی یکمی هوای آشوب هم داشت تازه آدم خوبی هم هست واقعا گیج شدم اصلا من نظر نمی دم کی محافظ هست خودت بعدا تو پارت ها معلوم کن😃😄💙💙
۴ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینیم کی میتونه باشه توی پارتهای آینده، ممنون از نظرات قشنگت جانم🩵
۴ روز پیشزن حدیث
0من الان حتی به مامان مهرابم شک دارم😂
۴ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اون سلیطه رو میگی؟ نه فکر نکنم
۴ روز پیشزن حدیث
0والا چی بگم 😂😂
۳ روز پیشنگار
0اره خوبه به همه شک بکن😄من که به همه مظنونم🧐👀💙💙
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آخرش اونی محافظ در میاد که اصلاً فکرشم نمیکنیم
۳ روز پیشنگار
0از تو بعید نیست بیای کبوتربالا خونشون رو این محافظه بکنی ولی فقط یه کار بکنی که ما نتونیم حدس بزنیم محافظ کیه😄فضولیم رو میسپارم به زمان تا تو خودت رمان رو پیش ببریم عزیزم🥰💙💙
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دیگه چیزی مونده که منو بهش شبیه نکرده باشید؟😂😂
۳ روز پیشآرا
0حق با شماست نویسنده زحمت میکشه انتظار حمایتم هست
۴ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ممنون که درک میکنید 🙏🏻
۴ روز پیشمبینا
0خیلی نگران عرفانم نکنه تهش بمیرهه اووه این محافظ کیهه
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ممکنه :)
۵ روز پیشمحرابی
0ممنونم عالی مثل همیشه. وای خدا فهمید کجا رفتن حالا چه بلایی سر خانواده ش وخودش بیاره خدا داند ازاین شیطان هیچی بعید نیست واقعا خیلی استرس دارم میخواد چه کنه وبرای عرفان میترسم
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دقیقاً همهمون واسه عرفان نگرانیم🥹
۵ روز پیشفاطمه ❤️
1مهراب عوضی پیداش کرد بلاخره عالی بود ممنون نویسنده جون 💜💜
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله متأسفانه پیداش کرد
۵ روز پیشابی
0خدا شاهده حدیث جون ی پارت هدیه بده
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
باور کنید دلم میخواد پارت هدیه تایپ کنم ولی کامنتها و انرژیا انقدر اومدن پایین که روحیهی منم افت کرده
۵ روز پیشابی
0حدیث جون باور کن .اونای که مخاطب واقعی رمان هستن میخون.و اکثر کامت هم میزارن .حدیث جون به حاشیه ها توجه نکن
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نمیدونم چرا سکوت کردن رو ترجیح میدن...قبلا هفتهای سه الی چهارتا پارت هدیه ارسال میکردم ولی وقتی بیذوقی خوانندهها رو دیدم دیگه ادامه ندادم...خب آدم دلسرد میشه دیگه 💔:)
۵ روز پیشآتانازدلارام
0🤧🤧تو اونا رو ول کن خوشگلم خودم تا تهش باهاتم 😭😭من پارت جدید ووقت نکردم بخونم بیمارستانم ولی اینجوری که دارم کامنتارو میخونم قشنگ سکته کردم
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قلب منی🫠♥️
۵ روز پیشNana
0این آرامش مهراب آرامش قبل از طوفانه و خدا به داد آشوب و عرفان برسه که گرفتار این طوفان میشن
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آخ آخ آخ...نمیدونید چه چیزهایی در انتظارشونه
۵ روز پیشNana
0چقدر دوست دارم بدونم محافظ خانمه یا آقا
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آقا یا خانم بودنش هیچی، باید ببینیم طرف کی هست اصلاً...آشنائه یا غیر آشنا
۵ روز پیشآرا
0مهراب ،اشتباه تایپی بود
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله متوجه شدم ♥️
۵ روز پیشآرا
0اوه قلبم اومد تو دهنم همش میترسم عرفان سر برسه این آرامش قبل از طوفانه،حدیث جان پارت هدیه بده عزیزم
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
همونطور که خوندیم، مهراب گویا قرار نیست بیاد لاهیجان و همونجا تو تهران منتظر آشوب میمونه. پارت هدیه هم تا سکوت خوانندهها نشکنه ارسال نمیشه متاسفانه...
۵ روز پیش...
0حسی بهم میگه مهام همون محافظه
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مهام...بله ممکنه
۵ روز پیشباران
0خدا کنه زودتری معنی کد رو بفهمه ولی محراب عرفان رو به قتل میرسونه
۵ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شایدم برعکس شد :)
۵ روز پیش
لطفا صبر کنید...

فاطیما
0ممکنه اونی که به آشوب کمک میکنه مهتا باشه؟ مرسی از نویسنده گل 💕