پارت هجده :
***
-صنوبر بجنب ساعت 8 شد هنوز میز صبحانه آماده نیست.
-لیلا قهوه ی هیراد خان و آماده کردی؟
-یکی مهزیار و صدا بزنه بگه آتیش تنور خاموش شد پس چی شد این هیزم؟
-کیلان ده بار گفتم زیتون ها رو بعد شستن خشک کن،نمیبینی آب جمع شده توی کاسه؟عوض کن ظرف شو...
طبق معمول صبح های عمارت ملک شلوغ و پر همهمه بود و در میان این همهمه تنها صدای تذکرات ژیوا سرخدمتکار سالخورده Ù
لطفا صبر کنید...
