نپنتی به قلم آزاده دریکوندی
پارت نود و هفتم :
« گرچه درمانِ آن همه تاریکی نبود...
اما مرهمِ زخمهایی بود که حتی زمان هم از التیامشان ناامید گشته بود. »
فصل سوم
چشمهایم را که باز کردم واقعا باورم نمیشد که خوابم برده باشد.
یک لحظه فراموشم شده بود که اصلا چه زمانی است؟ شب...؟ روز...؟
و همان دم همه چیز به یادم آمد و آهی کشیدم.
من را توی اتاق خواب زندانی کرده بود!
بلند شدم و به سمت در رفتم. با کف دست چند بار روی
مطالعهی این پارت حدودا ۲۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
Zar
0ماجرا از ساید دنیز چقدر غم انگیزتر بود
۲ ماه پیشپرنیا
2این عاقا چرا تصمیم گرفت قرصاشو نخوره نمیدونم 😐😐 قرار بود بعضیا رو تنبیه کنی نه خودتو
۲ ماه پیشپرنیا
0چرخ اینکارو کردیی 🤕سینا رو حداقل نمیگفتی بهش
۲ ماه پیشمحیا
0پارت عالی وخیلی طولانی بود حرفای سورن هم ترسناک بود خسته نباشی ❤️
۲ ماه پیشPrya
0ولی آزاده این یکی دوهفته اندازه چند سال گذشت تموم نمیشد که ..مرسی بابت پارت طولانی و جاذابت بو س بهت💖
۲ ماه پیشPrya
0سورن هر چقدر بیشتر نشون میده عوضیه من بیشتر دوسش دارم🥲💔
۲ ماه پیشPrya
0واقعا سورن حق داره ناراحت شه دنیز همه فکرش مهرداد و دلوینه
۲ ماه پیشPrya
1وای دنیز ول کن اون مهرداد گور به گوریو
۲ ماه پیشRoghayyeh
0دنیز پسرم گناه داشت چرا بغلش نکردی؟ چرا بوسش نکردی نامرد
۲ ماه پیش....
0دیگه فکر کنم خود سورنم بهش ثابت شد که تهمینه راست می گفت..
۲ ماه پیش....
1ای خدا..کاش دنیز به اینم فکر کنه اون کارایی که مهرداد و سیما و سامیار کردن جای اینم داره که دلوین تو صورت اونام تف بندازه بگه چرا با مامانم اینکارارو کردین..البته می دونم به پای اتهام مهرداد نمی رسه ولی خب..
۲ ماه پیشبنفش علی
0به این دور بودن نیاز داره دنیز واقعا که سر عقل بیاد از سورنمون بهتر نیست براش😌😂ولی چیزی که بیشتر از هر چیزی یه زن بهش احتیاج داره امنیته
۲ ماه پیشبنفش علی
0ولی این دوتا بچه بهم نیاز دارم مخصوصا سورن دنیزو خیلی نیاز داره :)) چقد دلم برای هردوشون میسوزه
۲ ماه پیشبنفش علی
0وای نه قراره دنیز بدون سورن،سورن بدون دنیز بخونیم فعلا 💔😔😂شکست عشقی
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Asal
0چقدر همه چیو یهو دردناک شد چرا دارم نمیفهممش