پارت صد و بیست و هفتم :

*
نشد حرفی از رابطه‌ی با وحید و قهر با او به کسی بزنم. جز همدم، همدم دیگری نداشتم که این راز را با او درمیان بگذارم. دلم می‌خواست با نازی حرف بزنم اما نازی در کار خودش و سروش هم مانده بود. آن چنان نمی‌توانستم روی تجربیاتش حساب کنم. در ضمن اگر مستقیما با مامان حرف می‌زدم، خطر تنبیه شدنم کمتر بود تا اینکه از طریق نازنین از رابطه‌ی من و وحید خبردار شود.
حتی نشد از تولدی که چند روز پیش ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!