آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت صد و سی :
* * * * *
آرام به اندازهای زیاد اما قابل پیشبینی ترسیده بود. برای همین هم بود که کیوان تصمیم گرفت امشب را بیشتر به آرام اختصاص دهد. این مدت حتی فرصت نکرده بود آنطور که باید برای آرام وقت بگذارد، برای همین بعد از پیست با هم در سطح شهر چرخیدیم، کیوان محلههای سنتی «شهر قدیم» را نشان آرام داد و بعد هم در یکی از رستورانهای کوچک و محلی یکی از غذاهای بومی سوئد را خورده بودیم. من قبلاً هم خ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
غزل
0اره جوریه که انگار کیوان اونارو به من گفته🫠😂
۷ ساعت پیشماه کوچولو:)
0عاشق این پارت شدم🥹✨️ اسم اهنگ چیه؟
۳ روز پیشسارا
0این پارت و دوباره خوندم دوباره ذوقی شدم ،🥰🥰👻💚
۷ روز پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0(یا شکست میخوردم و اینبار خودم هم ویران میشدم،یا ویرانه هایی که ساخته بودم را چنان سخت در آغوش میگرفتم که هردو *** این شکسته از یک وجود شویم)عزیزم کیوان نمیزاره تو ویران بشی.حتی اگر به قیمت ویران شدن خودش تموم شه
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0(اگر امشب قرا بود از سر مدهوشی هرچیزی را بی اختیار به زبان بیاوریم،اگر امشب قرار بود قلب های سیاه حتی برای یک شب آرام بگیرند،پس من هم میخواستم بگویم.اگرچه دیر،اما بالاخره میگفتم و این عذاب را پایان میدادم)چرا وایب اون آخرین ابراز علاقه رو میده.آخرین بوسه قبل از ترک همیشگی.قبل فاجعه.قبل مرگ
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0(پس حالا باید درستش کنی)ابنو قبلا هم گفته بود.
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0(ما برای هم همین بودیم..تجلی درد و درمان.به هم درد میدادیم و از این درد کشیدن سرمست و شادمان بودیم)من میرم با تشبیهاتت محو شم آوا.واقعا نمیدونم چی بنویسم.
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0(نمیخواستم بازیت بدم فقط میخواستم اینجا تنها نباشی)مثل خودش.نمیخواست مثل خودش تنها بمونی.(هیچوقت نخواستم ولی بدترین ضربه رو من بهت زدم)ولی درنهایت نتیجه ضربه خوب بود.اینکه تارا کسیو پیدا کرد که بهش اهمیت بده و زخماشو ببوسه قشنگ بود.قشنگتر از ضربه ای که بهش زد.چون درنهایت نتیجه ضربه بوسه بود
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0ازش عذرخواهی کرد!! البته بنظرم اول تارا باید عذرخواهی میکرد.ولی کلا عذرخواهی نکرد صرفا توضیح داد.ولی همینکه بعدش توضیح داد هم خوبه.
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0باهاش رفت خونش.لباسشو پوشید.باهاش رو تراس نشست.رفت بغلش.بهش گفت دوستت دارم.موهاشو ناز کرد.من میرم بمیرم
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0(حتی اگر تمام سیاهی جهان هم از این چشم ها لبریز میشدند،من نمیترسیدم.نمیگریختم.فقط میماندم تا آلوده شوم)آلوده به سیاهی.آلوده به ابلیس.بهترین اسمی بود که میشد انتخاب کرد.اینا از صدتا ابراز علاقه و دوستت دارم بیشتر بهم چسبید.فقط کاش بیانش میکرد.البته تا همینجاهم شاخ غولو شکوند.
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0اگه سیاهی بشی، سیاه هم دوست دارم.البته اینو دیگه تارا باید بگه
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0(چون هرکسی بهم نزدیک بشه سیاه میشه.آدما از سیاهی متنفرند)(من سیاهی رو دوست دارم)با اینکه جفتشون همو اذیت کردن و زجر دادن ولی هیچکس به اندازه این دوتا مکمل هم نیستن.اونا برای هم دقیقا چیزین که نیاز دارن.کسی که سیاهه و کسیکه سیهای رو دوست داره.
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0اسکار غمگین ترین جمله میرسه به این:(چرا من تنهام؟)عزیزم.درسته که پدرش فرستادش خارج و بقول خودش فقط براش غمگین شد.شاید سالها دور از خونه و خانوادش زندگی کرد.ولی کیوان باید بپذیره اونقدراهم که فکر میکنه تنها نیست.
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0کیوان یه هوش مصنوعی انسانی در نقش نماینده سازمان ملل به نام اریک داره.که گنداشو جمع کنه و کیوانو سرو سامون بده.یه وحشی افسارگسیخته به نام تئو داره.که در نقش دوست،بادیگارد،جاسوس و .. هرکاری بگه،دلی براش انجام میده.با اینکه از تئو خیلی بدم میاد ولی نمیتونیم منکر علاقه و حس برادرانه ی بینشون بشیم.
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0(شاید چون سفیده.اون بالا مونده که دست کسی بهش نرسه و سیاه نشه)آسمان با سیاهی در سفیدی ماه حل شده.و چه زیبا سیاهی آسمان از سفیدی ماه مراقبت میکنه.انگار جز اون سیاهی دیگه ای نباید بهش نزدیک بشه که بهش آسیب بزنه.شاید چون تنها سیاهی ای که به سفیدی ماه آسیب نمیزنه خود آسمان باشه.دقیقترین تشبیه.
۱ هفته پیشنیا(آوان و کیوان فن)
0اگرماه بشی آسمونت میشم؟oh my god
۱ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

گیسو
1عااقا من این پارت ۱۰ بار خوندم.. هر دفعه ذووق میکنم✨️💚💚🥺🥺💔🥺💕💕