ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت چهل و ششم :
عجولانه بار دیگر دکمهی ریموت را زد و درحالی سمت ماشین قدم تند کرد که هنوز هم کرکره تا انتها پایین نیامده بود. میترسید با چند ثانیه مکث، دعوایی سر بگیرد و اتفاق بدی بیوفتد. نفس زنان روی صندلی جلو نشست و پویان با نیش باز، انگار که اصلا چنین حرف رکیکی از دهان او خارج نشده، سلام کرد. حتی به بوقهای ادامهدار و اعتراضی دیگر رانندگان هم اهمیتی نداد. به در تکیه زد و کامل رو به الناز نشست.
_
لطفا صبر کنید...
