پارت شصت و یک :

پانزده دقیقه. در دنیای بیرون، این تنها کسر کوچکی از یک ساعت است، اما در جهنم ذهنی من، هر ثانیه‌اش شبیه به کشیده شدن تیغی کند و زنگ‌زده روی شاهرگ است. تیک‌تاک ساعت دیواری سالن، مثل چکیدن قطره‌های اسید در یک سلول انفرادی، مستقیم روی اعصابم فرود می‌آید. در این یک ربع، هزاران بار می‌میرم و زنده می‌شوم. در ذهنم تمام جملاتی که ممکن است عرفان به او بگوید را مرور می‌کنم؛ از افکار تاریک و خفق

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    1

    امیدوارم این اعتراف فقط برای اینکه دهن تارخ رو ببنده نباشه

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    1

    یسس اخهش افرین آراد دهن این تارخ رو ببند

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    چرا تارخ رو نمیفهمم؟خودش پیشنهاد ازدواج رو داد..گفت بابام اوکیش میکنه،بعد الان داره اراد رو منصرف میکنه://

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    تارخ تو کی هستی که از آرام خوشت نمیاد مرتیکه دهن گشاد

    ۲ هفته پیش
  • نرگس

    0

    از این دختره اصلا خوشت نمیاد تارخ؟خب به درک مرتیکه مخ پنج بی مخ بی عقل چندش ابلح ..گمشو

    ۲ هفته پیش
  • سارا

    0

    حرفای تارخ هم درسته ها ولی وقتی یکیو دوست داشته چشمات رو همه چی بسته میشه حتی اگه بری ته چاه 😬دارا خطری اومده 😂💚

    ۳ هفته پیش
  • Zeyn

    0

    عجب اوضاعیه😐😂معلوم نیست چه جور پایانی قراره داشته باشه واقعا

    ۴ هفته پیش
  • ترنم

    1

    ولی فک کنم آرام تموم حرفاشونو شنیده و دلش شکسته و الانم فرار کرده💔😢

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واای نگین بزار بیام داخل رمان..این روح سرگشته آراد رو بغل کنم انقد که آسیب دیده اینقد که درد کشیده،ی بغل محکم که نشون بده تنها نیست کسی هس درکش کنه

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واا تارخ خان ناراحت شدم به آرامِ من گفتی دختری که حس بدی میده؟اصلا مهم اینه آراد خوشش بیاد تو دیگه کی هستی

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ولی با وجود این که ازش دلخورم نمیتونم انکار کنم حرفاش حقه..مادر آراد واقعا از پسرش ناامید میشه ولی عشق که دست ما نیس،هس؟

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    مگه دارا وقتی عاشق شد آراد بهش چیزی گفت؟درحالی که دارا از قوانین سرپیچی کرده بود و این واقعا عجیب نیس،این دارا هم مؤثره تو دوست داشتن آراد همونطور که عرفان گفت

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    از توصیفات و جزئیات خیلی خوشم میاد..حالا کی بیاد دارا رو راضی کنه

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    واقعا همه به دوستی مثل تارخ نیاز دارن..همه ی حرفاش جدی حق بود..همه ش

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    پشمام واقعا به این فکر نکرده بودم که واکنش مامان آراد چی میتونه باشه..

    ۲ ماه پیش
  • Aysan

    0

    آرام عزیزم🥲 چقدر با شنیدن این حرفای تارخ دلش میشکنه🫠

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️