پارت بیست و دوم :

سونا! پلک هایش را محکم روی هم می فشارد تا خشمش فوران نکند و اینجا را به آتش نکشد!

به سمت پدرش می رود و در آغوشش کشیده به سمت سونا گردن می چرخاند و تنها لب می زند:

_سلام!

سونا هزاران بزک و دوزک کرده بود و آنقدر در آرایش خودش را خفه کرده بود که توماج به جای او احساس سنگینی در صورتش می کرد!

یک لحظه او را با مهوا مقایسه می کند، مهوایی که آنقدر بدون آرایش زیبا بود که هر و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!