پارت هفتاد و نهم :

برگشتم سمت صدای قدم‌هایی که داشتند می‌آمدند سمتم، اما از صداشون اخم کردم. خیلی پر سروصدا بودند، انگار اون طرف اصلاً نگرانِ لو رفتن یا مخفی کردنِ موقعیتش نبود.

پشت یه درخت قایم شدم، امیدوار بودم عنصر غافلگیری برای اینکه بتونم سالم از اینجا برم بیرون کافی باشه. همین‌طور که قدم‌ها نزدیک‌تر می‌شدند، خودم رو برای پریدن آماده کردم. سه. دو. یک. الان!

اون شخص موقع پریدنِ من جیغ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلا

    0

    واقعا عالی بود هیجان دارم ببینم چی میشه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️