آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت شصت و هشتم :
از زبان ساروس
روی سکو، جلوی بیشتر اعضای گلهام ایستاده بودم و داشتم بحث و جدلشون رو تماشا میکردم که هرکدوم فکر میکردن نظر خودشون بهترین کاره. بعضیها میگفتن باید بریم سراغ "شورای ریشسفیدها" و بگذاریم اونا قضیه دزدیده شدن ویلیام رو حل کنن و ما رو بکشن کنار، در حالی که بقیه اصرار داشتن باید با توپِ پر و اسلحه به دست بهشون حمله کنیم و بچهها رو پس بگیریم.
اما همه داشتن از "
لطفا صبر کنید...
