پارت سی و دوم :


_ چه دختر رُکی هستی.پس بهتره هرچه زودتر بریم سر اصل مطلب چون هم تو می دونی که من کاری کردم که مجبور شدی بیای و هم تو می دونی که مجبوری تن بدی به خواسته و شرط شروط من. درسته؟

حرص خوردم.از شنیدن تک به تک حرف هایش حرص خوردم و مجبور شدم خفه خون بگیرم و دَم نزنم:
_ چه خوب که اینقدر زرنگ هستین. پس بهتره زودتر برید سر اصل مطلب...قراره براتون چه کار کنم؟

عقب رفت و تکیه زد به پشتی صند

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!