پارت سی و یک :

_ هی خواهر کی میاد ما بدبخت بیچاره هارو چشم بزنه.توروخدا ببرش اونور خفه شدم از دودش.
دم دستگاهش را عقب برد و روی سکو کنار پنجره گذاشت:
_ چه ربطی به چشم شور داره آخه. اسپند دود کردم تا انشالله بری با خبر خوش برگردی.
نیشخندی که می خواست روی لب هایم پهن تر شود را خیلی زود جمع کردم و گونه اش را بوسیدم:
_ قربون تو خواهر مهربون...انشاالله که دست پر میام.غمت نباشه.
لبخندش را بی جواب گذا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!