کوه به کوه میرسد به قلم عاطفه لاجوردی
پارت صد و بیست و نهم :
از وقتی من و نغمه در خانهی کوهیار ساکن شده بودیم، این اولین باری بود که خودش هم همزمان با حضور ما، در خانهاش خوابیده بود. تنها دلیل این استثنا هم سفرمان بود. قرار بود صبح زود حرکت کنیم تا به خاطر مسافت زیاد به شب برنخوریم و کوهیار تقریبا با بهانهی استراحت، از سر شب داخل همان اتاقِ همیشه قفل، رفته بود و فقط برای شام بیرون آمده بود.
رفتارش سرد نبود اما کوهیارِ همیشه هم نبود. اسم قهر
لطفا صبر کنید...
