پارت صد و بیست و پنجم :

هر چه از سینما تا به اینجا خودداری کرده بودم، با این سوالش اینجا دود می‌شود و به هوا می‌رود. پیشانی‌ام را روی ساعدم می‌گذارم و راحت گریه می‌کنم. تمام سعیم بر این است که گریه‌هایم بی‌صدا باشد و بیش از این آبرویزی به راه نیاندازم.
محکم‌تر تکانم می‌دهد. صدایش را پایین‌تر از آنچه بود می‌آورد و با حرص و نگرانی در گوشم می‌پرسد:
- مرتیکه دست زده بهت؟ به خدا اگه این یه گهی خورده باشه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!