پارت سی و چهارم :

احمقانه بود.کاملاً احمقانه.

همون لحظه در زدند.

همه برگشتیم سمت در.

پرستار بود.یه پاکت دستش بود.

_ خانم کایلا مجد؟

اخمام جمع شد.

_ بله؟

_ اینو پایین پذیرش دادن برای شما.

پاکت رو گرفتم و پرستار رفت.

مامان ابرو بالا انداخت.

_ از طرف کیه؟

_ نمی‌دونم.

واقعاً نمی‌دونستم.نه فرستنده داشت.نه اسم.

نه هیچ توضیح

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!