پارت بیست و سوم :

برج‌های چند طبقه مثل ماکت‌ به نظر می‌رسیدند و دریاچه‌ی مصنوعی از فاصله‌ای دور قابل دیدن بود. هر از گاهی صدای هیجان‌زده‌ی آسمان به گوش می‌رسید.

- آهای دیوونه، حواست به جلوت باشه مارو به کشتن ندی.

آسمان طبق عادت تای ابرویش را بالا انداخت و طناب‌ها را سفت کشید. بیشتر اوج گرفت و بالا رفت. بالاخره فرصتی برای تلافی پیدا کرده بود‌.

خنده‌هایش شدت گرفت. دیگر ملاحظه‌ی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت طاها در رمان هفت هزار و ششصد قدم تا تو طاها
تصویر شخصیت آسمان در رمان هفت هزار و ششصد قدم تا تو آسمان
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!