پارت صد و شانزده :

پشت تلفن با لکنت گفتم یک مرد اسپانیایی مزاحمم شده و لعبت کتکش زده و از هتل بیرونمان کرده اند.توقع همدردی داشتم و دوست نداشتم سرزنشم کند.پای تلفن کلی غر زد: دارم می رسم هتل! بهت گفتم بشین تو لابی! جایی نرو! نگفتم؟ اینا چیزی حالیشون نیست!بالاخره چهارتا لات م بغل آدم حسابت هست!
گفتم: سر میز صبحانه دنبالم افتادن!
نفس عمیقی کشید: هیچی نگو دیگه! بسه! داریم می رسیم...
در پس زمینه صدای فیرو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلی

    0

    سلام عزیزم با هیجان منتظر پارتهای جدید و قشنگت هستیم لطفا پارتهاتو طولانی تر و زود به زودتر بزار❤️

    ۴ هفته پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    گذاشتن دیگه عزیزممم

    ۲ هفته پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    پارت ۱۱۹ اندازه ۴ تا پارته با پایانی هیجانی و خفن

    ۲ هفته پیش
  • فاطی

    0

    به به مطمعنم به جاهای خوبی ختم میشه

    ۳ هفته پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    آن شاالله

    ۳ هفته پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ایشالااا

    ۲ هفته پیش
  • فریبا

    0

    مثل همیشه عالی ممنونم نویسنده عزیز 🌹

    ۴ هفته پیش
  • نگین

    1

    ای جان شهرام جان قربون آزمایشت هی می *** آزمایش آزمایش..همه می دونیم دیگه 😅😅چقدر خوب حساررو به آدم می دی مهشاد جون خوشحالم که دوستای هم گروهم رمان شمارو بهم معرفی کردن خیلی ازشون ممنونم❤️❤️❤️

    ۴ هفته پیش
کپی شد!