شاه نشین تاریکی به قلم کیانا بهمن زاد و دیبا کاف
پارت سی و دوم :
دهانم که برای تشر زدن به رایان باز شده بود نیمه باز موند و نگاهم به در خیره موند.
در چوبی و سنگین اتاق با صدای کشداری باز شده بود و خدمتکاری پیر با صورت تکیده و چشم هایی بی فروغ بدون اجازه وارد شده بود.
ورودی که حتم داشتم به دستور شیخ و برای به رخ کشیدن قدرتش بیهوا و بدون اجازه بود.
با علامت سرم یه قدم جلو اومد.
سرش رو خم کرد و با صدایی خشکی که انگار از ته چاه میاومد گفت:
- آ
این پارت به قلم دیبا کاف نگاشته شده است و مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

دیبا کاف | نویسنده رمان
خیالتون راحت شخصیت منفی هستش
۱ ماه پیشسارا
0اصلا دلم نمیخواد توی این پارت جای یکی از اون شخصیت ها باشم🙄
۱ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
عزیزممم
۱ ماه پیشفاطمه
0روزی چنتا پارت میزارید؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شب های زوج عزیزم... پارت امشب به زودی روی سایت خواهد بود
۲ ماه پیشسارا
0روز های زوح داخل سایت زدن که
۲ ماه پیش🥰شیما
0ممنون از رمان خوب وجذابتون لطفا بیشتر پارت بزارید تشکر از نویسندگان گل
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ممنون از همراهی شما عزیزم چشم حتما
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سارا
0نمیدونم اما واقعا از شیخ خوشم نمیاد😐حالا میترسم اخر سر شخصیت مثبت باشه😂😐