پارت چهل و پنجم :

صدایم داشت بلند و بلندتر می‌شد. هیچ نمی‌فهمیدم حرف‌های عماد، چرا باید پای مرا به کلانتری باز می‌کرد. گره اخم سروان کورتر شد. این دومین باری بود که در یک روز صدایم را برای مامور دولت بالا می‌بردم. می‌دانستم او مقصر هیچ کدام از این اتفاقات نبوده، در واقع، مقصر خودم بودم.
- خانم صالحی، سیستم ترمزِ خودرویی که به نام شماست، دستکاری شده. آقای کریمی باور دارن این، یه اقدام کاملا عمدی بوده

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!