ساختمان سایه به قلم هانیه پروین
پارت چهل و پنجم :
صدایم داشت بلند و بلندتر میشد. هیچ نمیفهمیدم حرفهای عماد، چرا باید پای مرا به کلانتری باز میکرد. گره اخم سروان کورتر شد. این دومین باری بود که در یک روز صدایم را برای مامور دولت بالا میبردم. میدانستم او مقصر هیچ کدام از این اتفاقات نبوده، در واقع، مقصر خودم بودم.
- خانم صالحی، سیستم ترمزِ خودرویی که به نام شماست، دستکاری شده. آقای کریمی باور دارن این، یه اقدام کاملا عمدی بوده
لطفا صبر کنید...
