پارت چهل و هفتم :

هستی پیشانی‌اش را ماساژ داد و پلک‌هایش را بر هم فشرد.
با تمام توانش صدایش را کنترل کرد و گفت: برای بار هزارم می‌گم، من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بخواد بهت آسیب بزنه. تو دخترش بودی و عاشقت بود، چطور می‌تونستم احتمال بدم قصد جونت رو می‌کنه؟
چشم‌های درشتش را به دیانا دوخت و ادامه داد: خودت هم می‌دونی که همون‌جوری ولت نمی‌کردم و میومدم دنبالت، ولی به زمـ...
دیانا یقه‌اش را پایین کØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت هستی در رمان کبره هستی
تصویر شخصیت هیوا در رمان کبره هیوا
تصویر شخصیت دلنواز در رمان کبره دلنواز
تصویر شخصیت رایان در رمان کبره رایان
تصویر شخصیت آکهیرو در رمان کبره آکهیرو
تصویر شخصیت دیانا در رمان کبره دیانا
تصویر شخصیت سهیل در رمان کبره سهیل
آخرین نظرات ارسال شده
  • افسون

    0

    عزیزم میدونی میگن یه جمله معروف هست هر کسی از ظن خود شد یار من حالا هیوا هم در یک طرف ماجراست انتخاب خوبی و بدی برای هرکسی متفاوته مثل خدا که یکی ازش بارون میخواد اون یکی خشکی سود یکی درد یکی دیگه است و البته بلاخره باید یه تکونی دیانا بخوره شاید محرکش بشن اینا🥰🤔

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    دقیقا همینطوره هیچکس مطلقا خوب یا مطلقا بد نیست. باید دید دیانا چطور راه خودش رو پیدا میکنه😉

    ۴ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    صالحه جان همچنان تو خماری می مونم تا ببینم حق با چه کسی هستش نطر دادن سخت شد 🤗🤗

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    همه‌ی آدم‌ها به نوبه‌ی خودشون توی این رمان حق دارن

    ۴ ماه پیش
  • زری

    0

    ارع تا از زبون اونا نخونیم متوجه کارهاشون نمیشیم .. ولی الانو میگم که مادری براش نمیاد..احتمال دارع از دهن هستی بخونم حقو ب هستی بدم🙂 ↔️

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    بعید نیست🤍

    ۴ ماه پیش
  • سعادت

    0

    امان از دست این هیواا

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    😂😂 به زودی دلیل این کارهاش رو متوجه می‌شید

    ۴ ماه پیش
  • نشمین

    0

    خسته نباشی عزیزم عالی بود

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    عزیزمی سلامت باشی🤍

    ۴ ماه پیش
  • زری

    0

    هستی دیانارو واقعا دوست نداشت😖😖 کدوم مادری بچه شو ول میکنه ب خاطر پیشرفت خودش😒😒

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    هیچ‌وقت نمی‌تونم بگم تقصیر این شخصیت هست یا نه(در رابطه با همه‌ی شخصیت‌هایی که خلق کردم) قضاوت رو به خودتون واگذار می‌کنم، فقط می‌گم که منتظر ادامه بمونید. داستان که جلوتر بره متوجه می‌شید هیچکدوم از شخصیت‌ها اونطوری که فکر می‌کردید نبودن. 😁

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️