پارت چهل و هفتم :

هستی پیشانی‌اش را ماساژ داد و پلک‌هایش را بر هم فشرد.
با تمام توانش صدایش را کنترل کرد و گفت: برای بار هزارم می‌گم، من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بخواد بهت آسیب بزنه. تو دخترش بودی و عاشقت بود، چطور می‌تونستم احتمال بدم قصد جونت رو می‌کنه؟
چشم‌های درشتش را به دیانا دوخت و ادامه داد: خودت هم می‌دونی که همون‌جوری ولت نمی‌کردم و میومدم دنبالت، ولی به زمـ...
دیانا یقه‌اش را پایین ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • افسون

    0

    عزیزم میدونی میگن یه جمله معروف هست هر کسی از ظن خود شد یار من حالا هیوا هم در یک طرف ماجراست انتخاب خوبی و بدی برای هرکسی متفاوته مثل خدا که یکی ازش بارون میخواد اون یکی خشکی سود یکی درد یکی دیگه است و البته بلاخره باید یه تکونی دیانا بخوره شاید محرکش بشن اینا🥰🤔

    ۷ ساعت پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    دقیقا همینطوره هیچکس مطلقا خوب یا مطلقا بد نیست. باید دید دیانا چطور راه خودش رو پیدا میکنه😉

    ۵ ساعت پیش
  • مامان عسل

    0

    صالحه جان همچنان تو خماری می مونم تا ببینم حق با چه کسی هستش نطر دادن سخت شد 🤗🤗

    ۱۱ ساعت پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    همه‌ی آدم‌ها به نوبه‌ی خودشون توی این رمان حق دارن

    ۱۱ ساعت پیش
  • زری

    0

    ارع تا از زبون اونا نخونیم متوجه کارهاشون نمیشیم .. ولی الانو میگم که مادری براش نمیاد..احتمال دارع از دهن هستی بخونم حقو ب هستی بدم🙂 ↔️

    ۱۲ ساعت پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    بعید نیست🤍

    ۱۱ ساعت پیش
  • سعادت

    0

    امان از دست این هیواا

    دیروز
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    😂😂 به زودی دلیل این کارهاش رو متوجه می‌شید

    ۱۵ ساعت پیش
  • نشمین

    0

    خسته نباشی عزیزم عالی بود

    دیروز
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    عزیزمی سلامت باشی🤍

    ۱۵ ساعت پیش
  • زری

    0

    هستی دیانارو واقعا دوست نداشت😖😖 کدوم مادری بچه شو ول میکنه ب خاطر پیشرفت خودش😒😒

    دیروز
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    هیچ‌وقت نمی‌تونم بگم تقصیر این شخصیت هست یا نه(در رابطه با همه‌ی شخصیت‌هایی که خلق کردم) قضاوت رو به خودتون واگذار می‌کنم، فقط می‌گم که منتظر ادامه بمونید. داستان که جلوتر بره متوجه می‌شید هیچکدوم از شخصیت‌ها اونطوری که فکر می‌کردید نبودن. 😁

    ۱۵ ساعت پیش
کپی شد!