پارت پنجاه و نهم :
لبخند گرمی روی لبهای مرد مینشیند. با قدمی محکم جلو می آید و آراد را در آغوشی مردانه میکشد:
- بهبه... ببین کی بالاخره اومده!
آراد با همان آرامش همیشگیاش، ضربه آرامی به پشت او می زند. اما وقتی از هم جدا میشوند، نگاه مرد از روی شانه آراد سر میخورد و به من میافتد. برای کسری از ثانیه، حیرت خالصی در عمق چشمان آبیاش میدرخشد. قدمی به عقب برمی دارد و با لحنی که سعی میکند تعجبش Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نرگس
1اینکه هر لحظه امکان داره فکر خودکشی بیاد به سراغش واقعا دردناکه
۳ هفته پیشنرگس
0آراد زیاد آرام رو نمیشناسه اما یه حس هایی درش داره بوجود میاد
۳ هفته پیشنرگس
0یعنی ممکنه که هم آراد هم دارا احساسشون نسبت به آرام حس مسئولیت پذیری باشه!عجب..ولی من اینطوری فکر نمیکنم
۳ هفته پیشنرگس
0آراد که اینقد حسود و حساس نبود..نکنه یه شخصیت دیگه داره رو میشه؟چون آرام هم گفت نه شبیه داراست این نگاه ن آراد.وای
۳ هفته پیشترنم
0الان دارا میزد عرفان رو میکشت،آقا آراد هم حسود و غیرتی شدن البته واکنش اونم ترسناک بود از داره هیچی کم نداره
۲ ماه پیشترنم
0انگاری دارا هم راضی بود بیاد با عرفان حرف بزنه،آخه تو پارتای قبلی به این اشاره کردی که باید دو طرف تبدیل شدن رو بخواد و بپذیره
۲ ماه پیشترنم
0آراد چقد سردرگم شده واقعا دلم براش کبابه،شاید دلیل اینکه اون قرص ها رو نخورد و خودشو خلاص نکرد آرام باشه چون به قول خودش سرتاسر آرامشه این دختر
۲ ماه پیشترنم
0پارت خیلی خفن و پر از جزئیات بود معلومه سرش کلی زحمت کشیده شده و خیلی حرفه ای نوشته شده معلومه کلی تحقیق کردی بخاطر دیالوگهای عرفان،خسته نباشی عزیزم💙
۲ ماه پیشفاطمه زهرا
0وای این پارت خیلی جزئیات داشت..
۲ ماه پیشفاطمه زهرا
0از رابطه هایی که خیلی یهویی به هم نزدیک میشن خوشم نمیاد..ولی آراد و ارام خیلی اروم پیش میرن،این شکله که تو با یه دست همو هم گرفتن ذوق میکنی مثلا..خلاصه توی این پارت به اون حرف نگین جان رسیدیم که گفت آراد رو دست کم نگیرید🦦
۲ ماه پیشفاطمه زهرا
0اونجا که گفت فاصله ی عرفان و آراد به حداقل *** فیزیکی رسید افکار شومی به ذهنم رسید🤣🤣🦦
۲ ماه پیشفاطمه زهرا
0عمق ناراحتی آراد رو از تموم حرفاش حس میکنم..اینکه دیگه نمیتونه ادامه بده..واقعا آرام به زندگی برش گردوند
۲ ماه پیشفاطمه زهرا
0پارت خیلی خفن و ناراحت کننده ای بود..
۲ ماه پیشAysan
0واقعا جزو متفاوت ترین رمان هاییه که خوندم و انقدر واقعی همه چیز به تصویر کشیده شده که به معنای واقعی کلمه انگار تک به تک احساسات شخصیت ها رو میتونم احساس بکنم
۲ ماه پیش
نگین حلاف | نویسنده رمان
خوشحالم که اینطوره بانو😭❤️
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

asma
1اوو آراد حسود رو می پسندم