پارت پنجاه و هشتم :

نگاه پری برای کسری از ثانیه روی صورت من ثابت می‌ماند و جرقه‌ای از تعجبِ آمیخته به ناباوری در چشم‌های سبزش می‌درخشد. در آخر... آن خنده‌ی مستانه روی لب‌های برجسته‌اش می‌ماسد. رنگ چهره‌اش نامحسوس تغییر می‌کند و به گمانم به زور این کلمات را از میان لب‌های نیمه‌بازش بیرون می‌کشد:
- به سلامتی‌... خوشبختم.
من اما، برخلاف طوفانی که در درونم به پا شده، لبخندِ بزرگ و درخشانی بر چهره م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تارا

    2

    بلاخرهه عرفان و پیوند لطفا لطفا یه نی نی از اینا به ما نشون بده نگین جونم

    ۲ هفته پیش
  • Zak

    1

    پیوند کیه؟

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    شخصیت اصلی مونثم توی مجموعه دلیما

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    حالا می‌فهمید شبت آرام جدول زمانیش به کجای دلیما می‌خوره🥲✨️

    ۲ هفته پیش
  • Melody

    1

    نکننه همونجاست که عرفان تو دلیما به پیوند گفت باید میرفتم به یه بیمارم که ۵ ساله میشناسمش خون بدمم؟

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    نه اون‌جا که مسکو بودن

    ۱ هفته پیش
  • hasti

    0

    نگین من دلیما رو نخوندم، یعنی با شبت آرام باهات آشنا شدم، اگه نخونده باشم میتونم متوجه اینی که میگی بشم یا نه:))؟

    ۱ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    آره قشنگم رمان‌ها کاملا جدان فقط یه شخصیت که اونم عرفانه شخصیت اصلی دلیماست‌‌.. اما توی شبت آرام به عنوان یه شخصیت فرعی حضور داره❤️ دلیما دیگه داستان عاشق شدن عرفانه.

    ۱ هفته پیش
  • hasti

    1

    قربونت برمم مرسی، حتما بعد از تموم شدن امتحانام میخونمش

    ۶ روز پیش
  • ناهید

    3

    نگین جان یه چیزی برام سواله اینکه هروقت از صحنه تاتر توصیف میکنی بوی عرق تن هم همیشه تو توصیفاتت هست؟خب یعنی چی؟یعنی تاتریا دیربه دیر *** میرن؟یا اسپری ای خوشبو کننده ای چیزی اونجا استفاده نمیکنن؟🤣راستی چرا بوی عرق باید از خصوصیات بارز سالن تاتر باشه؟؟

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    این فقط برای تقویت حس‌آمیزی رمانه..😭😂

    ۲ هفته پیش
  • ناهید

    2

    خب این بوی عرق مثلاچه حسی رو برا مخاطب میخواد تقویت کنه که بدون بیان کردنش اون حس القا نمیشه🤔😣😂

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    حق با شماست.. کمتر استفاده می‌کنم چشم.. براتون فقط بوی اسطوخودوس می‌نویسم😂❤️

    ۱ هفته پیش
  • ناهید

    0

    این شد یه چیزی..مررسیی😂❤

    ۱ هفته پیش
  • اکرم بانو

    0

    هیچ از دختره ی نچسب،پری خوشم نیومد

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    فکر کنم اینجا قراره جلد دوم دلیما یه جورایی توش باشه،چون جلد اولشو خوندم فقط و خب یادمم نمیاد اراد رفته باشه پیش عرفان

    ۱ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    توی جلد دوم میره پیش عرفان. جلد دوم اسمش گورستان پیوندهاست و توی همین پلتفرمه‌. سرچ کنید پیدا میشه🫠

    ۱ هفته پیش
  • عقیله

    3

    من تو کل زمانی که داشتم این پارت رو میخوندم درگیر ۲کلمه ب این جمله بودم:دیدن زنی که این طور بی پروا "مرد من "را به آغوش کشیده..مَرد مَن؟؟از کی ارام؟؟منکه میدونم البته از همون اول ولی خب پرامملهررلهرخعز

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    مردِ آرام😭😭

    ۱ هفته پیش
  • زهرا

    4

    نمی دونم چرا لحظه های تغییر آراد به دارا برام جذاب تره 😂

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    تو پارت ۶۰ هم داریمش😁

    ۱ هفته پیش
  • افسون

    0

    عزیزم خوش به حالت که این چنین با شخصیت های داستانت عجین و گرم رفتار میکنی هردو شون جالبن از نظر آرام ولی چون به تیپ رفتاری دارا علاقه پیدا کرده مقایسه کردنشون کاملا طبیعیه حتی اونم متوجه فرق ابراز علاقه شون با هم شده و روانشناس باید برلب آرام هم نسخه بپیچه و عاشق این حس مالکیت م چون ندارمش 😍🥺

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    فدات بشم... جفت‌شون به هر حال در زندگی آرام حضور دارن و به هم وصلن💗

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    آرادِ عزیزمم..خیلی فشار روانی زیادی بهش وارد میشه،دلم میسوزه واسش واقعا🥲

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    با اینکه دیالوگای نمایشنامه این پارت کمتر بود ولیی خیلیی قشنگگ بودننپننیتزنبیننیینی

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    آه زندگی دلم واسه ی آراد تنگ شده بود😭😭

    ۱ هفته پیش
  • hasti

    0

    واای عاشق این حسودی کردن آرام و واکنش دارا شدم😂😂💞

    ۱ هفته پیش
  • Nargess

    1

    به به آرادجونمم دوباره تشریف آوردن🤩🤩🥰🥰 چقدر این پسر با وقار ومتین آخه

    ۲ هفته پیش
  • Aysan

    1

    شدیدا احساس میکنم این دو سه پارت اکلیلی بود که از فردا دهن ما سرویس بشه🙏🏼😂 ولی هرچیم که باشه واقعا این صحنه های تو پلاتو چه روی صحنه و چه لحظه های دو نفری آرام و دارا بی نهاایت قشنگ بودن🥲

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    دلم برای پارت‌های پلاتو تنگ میشه😭🤌🏻

    ۲ هفته پیش
  • Aysan

    0

    یعنی دیگه قرار نیست داشته باشیم؟😭

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    چراااا باز هم داریم😁🤝🏻

    ۲ هفته پیش
  • توت فرنگی

    1

    آراد اومد😻✨✨آراد شهرو بریز به هم🗿👌🏻

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    بریززز😂🤣

    ۲ هفته پیش
  • فاطی

    0

    نگین جان عزیزم خسته نباشی توروخدا من طاقت اتفاقات بد ندارم نگران دارام

    ۲ هفته پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    سلامت باشی گلممم

    ۲ هفته پیش
کپی شد!