آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت صد و بیست و هشتم :
روی مبل بیشتر چرخیدم و نگاهم را در صورتش چرخاندم. مگر از سوئد نرفته بود؟
لبهایم را باز و بسته کردم و با صدای آرامی که هنوز هم رگههایی از بهت و تعجب در آن خودنمایی میکرد، زمزمه کردم:
_ مگه قرار نبود برگردی ایران؟
لبخند کج سورنا بیشتر عمق گرفت و جلوتر آمد. با یک حرکت خود را روی مبل کنارم انداخت که پایههای مبل روی زمین کشیده شدند و صدایی گوشخراش ایجاد کردند. سورنا خودش را به Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
Aida
3نمیشه اون کسی که قراره جور بقیه رو بکشه و خودش بمیره، به جای سورنا کوروش باشه؟💔
۱ ماه پیشAida
1پس سورنا هم اون ماجرا رو فهمیده، کاشکی همونجا و همون لحظه میمردی فرخ
۱ ماه پیشمرداب
0تا عمر دارم میتونم به "صدای گریه و جیغ یه بچه از زیرزمین" گریه کنم💔🥀
۱ ماه پیشمرداب
1دارم فکر میکنم کیوان میتونه تا عمر داره تو هر بحثی به سورنا و تارا فحش پدر بده🤣🤣 / البته یکم نگران سورنا شدم. آوا لطفا چیزیش نشه.
۲ ماه پیشمرداب
1رابطه کیوان و سورنا ❌ رابطه تارا و تئو ✔️
۲ ماه پیشنرگس
0وای وای وای..هاردین هاردین 😭😭میخوامت هاردین
۲ ماه پیشترنم
0چقد دلم تنگ مسابقه های کیوان بود اون زمان که کایا بود، واقعا خوش گذشت
۲ ماه پیشترنم
1مگه تو جمله ساده میتونم بغلت کنم چی هس که بغض کردم؟😭
۲ ماه پیشترنم
0ای جانم،تارا داره نگرانش میشه یه جوری احساس مسئولیت میکنه و می ترسه که این رابطه خونیش رو هم از دست بده
۲ ماه پیشترنم
2این پارت بوی خداحافظی میداد نکنه برا سورنا اتفاقی بیفته😭😭
۲ ماه پیشWhy
0تارا نگران سورنا شده:)) الهی فرخ برات هزار تیکه بشه که بالاخره داری احساسات و درک می کنی
۲ ماه پیشWhy
1«اگه بخوام چپ کنم، روی بابای تو چپ می کنم کیانی. »🤣کیانی که مشکلی باهاش نداره؟ داره؟ نه خیر
۲ ماه پیشWhy
2وای یاد رهام و دانیال افتادم🤣🤣
۲ ماه پیشWhy
0اخ جوون مسابقهه واای از فصل دو باهاش مسابقه نرفتیم نه؟؟ وای تارا رو هم می بره دیگه؟😭
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Nina
0با سورنا حال کردم ولی دیره. بوهای خوبی نمیاد..