آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت صد و بیست و هفتم :
در سکوت، تنها نگاهش میکردم. آرام یکی از پاهایش را بالا آورد و در حالی که زانویش را به آغوش میگرفت، شقیقهاش را به زانو تکیه داد.
کلافه از موقعیتی که از قرار گیری درونش بیزار بودم، دستانم را روی لبه تخت گذاشتم و همانطور که روتختی سفید و صورتی زیر دستم را میان مشتم میفشردم، چشمانم را در اطراف چرخاندم. تماشای گریههای بیچارهوارش بیش از آنکه دلم را بسوزاند، اعصابم را به هم میر
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Sookot (تئو فن)
0طفلک آرام..
۱ هفته پیشسارا
0کی بود چی بود 💚
۲ هفته پیشFerferishoonam
9میدونم بی ربطه ولی یه لحظه حس کردم این آدم یاشار هست🥲❤️
۳ هفته پیشHANI
0اوفف پس من تنها کسی نیستم که این فکرو میکنمم
۲ هفته پیشزری
0منم فکر کردم یاشارهه💔
۲ هفته پیشHANI
1نمیدونم چرا اما واقعا فک میکنم یاشاره شاید چون دلم میخواد یاشار باشه
۲ هفته پیشHANI
1باز خوبه امروز دارم میخونم که دوتا پارت هست و میتونم بفهمم کیه وگرنه از کنجکاوی میمردمم
۲ هفته پیشHANI
0پارت عالی بود دست گلت دردنکنه
۲ هفته پیشالناز 🌼
0حسم میگه اون آدم سورناس و قراره بازم با کیوان علیه فرخ نقشه بچینن🤔🤔
۲ هفته پیشاکرم بانو
1واقعا چه حالی میده که قرارنیست تو خماری بمونم و الان میرم پارت بعدی ببینم کیه،اخ جون😎😎
۲ هفته پیشاکرم بانو
1به طور شگفت انگیزی خوش حالم که گذاشتم دوتا پارت باهم بیاد بعد بخونم وگرنه اینجاش از فصولی میمردم
۲ هفته پیشنرگسم
0شتت اصلا احساس خوبی ندارم هاردین بمیره ایشالله
۲ هفته پیشمریم
0فرد موقهوه ای کیه؟ زن یا مرد🤔 تا پارت بعدی چطور تحمل کنم 🥺
۳ هفته پیشملکه
0یک جوری پارت ها تموم میشه که تا پارت بعدی دق کنی🤏 حس میکنم سورناعه
۳ هفته پیشماهی
0میگما نکنه این فرد مجهول ماسکی کوروشه؟
۳ هفته پیش...
0کی یک طرفه لبخند می زد؟؟ چرا نمیتانم بفهمم؟؟
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
0دوستان عزیز به نظر شما تنیده به درد رو بخونم؟؟ این رمان عالیه واقعا نمیدونم چی بگم از حجم جذابیت داستان و کاراکتر ها . ولی چون دیر به دیر پارت گذاری میشه گفتم یه رمان جدید شروع کنم . حالا نظرتون چیه؟