رد بوسه هایت به قلم سمانه حسینی
پارت پنجاه :
ساعت نزدیک ده صبح بود که صدای پیغام موبایلم بلند شد و با فکر اینکه شاید امیرعلی باشد با چشم هایی که به زور باز میشدند دستم را به سمت بالشتم بردم و سریع خیره به صفحه موبایلم شدم.
( فرناز جون سلام، لیلام هستم، فرناز جون خبری نشد از امیرعلی! من دیشب اصلا نخوابیدم تروخدا... )
موبایلم را پرت کردم و انتهای پیامش را نخوانده از جایم بلند شدم. دلم میخواست دست بیندازم و دهنش را پاره کنم.
مطالعهی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نسیم
0بالاخره سروکلش پیدا شد؟ چه عجب. دوستان گلم دورازجونتون چون من چیزی راجع به این نمیدونم میپرسم ادم وقتی عاشق میشه کلا *** میشه؟😐😑
۴ هفته پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عشق آدم و کور میکنه😁
۴ هفته پیشMohad 76
1ای خدا قلبم اکلیلی شد 🤩🤩
۴ هفته پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
اکلیلی شدن قلب خود را از ما بخواهید😎🤌🏻😁
۴ هفته پیشراحیل
4لاس تمیز و تراز و دلبری را از امیر علی بخواهید
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
کامنت برتر🤣🤌🏻
۱ ماه پیشراحیل
2به خدا از اینجا با این همه فاصله مخ ما هم زده شد 😄
۱ ماه پیشمرجان
2موقع خوندن یکی باید نیش ماهارو ببنده 😁😂
۱ ماه پیشراحیل
1اره دقیقا همینه در حین رمان من اینجوری ام🥹😌🙂🫣🤭☺️😊😍
۱ ماه پیششقایق
1وای راحیل منم همینم🙈
۱ ماه پیشراحیل
2پس این حس مشترکه ☺️ خیلی اکلیلی و قلبی و ستاره ای شدم 💖💚💫
۱ ماه پیششقایق
1آره من قشنگ چشمام قلبی میشه پرت میشم تو دنیای دیگه🥲💗
۱ ماه پیششقایق
3وای راحیل چقدر قشنگ گفتی🤣🤣
۱ ماه پیشراحیل
2مگه غیر اینه خیلی تراز بود خدایی🙃😄
۱ ماه پیشمرجان
2امیرعلی توی جمع جوری رفتار میکنه انگار حرف زدن هیچ بلد نیست ولی پیش فرناز شیطون درونش فوران میکنه بیرون 👹😂
۱ ماه پیشندا
1وای مرجان فقط اونجا که هی میگفت قورتت بدم🤣
۱ ماه پیشهانیه
1اینقدر از شخصیتش خوشم اومد🥲 فقط پیش فرناز اینجوری شیطونه
۱ ماه پیشعلیرضا
2امیرعلی داره سطح توقعات دخترا رو از ما پسرا زیادتر میکنه به خدا امیرعلی دلم میخواد خفت کنم😭😁
۱ ماه پیشندا
3علیرضا حسود بازی درنیار پسرم به این ماهی😭
۱ ماه پیشنسیم
2😠😠 گناه داره پیسرم چرا اخه
۱ ماه پیشمرجان
2تو صدرا ببینید یاد بگیرید برای آینده تون خوبه حداقل چهارتا چیز بلد باشید به دختره بگید 🤣🤭
۱ ماه پیشعلیرضا
1دارم یاد میگیرم مرجان 🤭
۱ ماه پیشابر
2نمی دونم چه کرده این چند روز امیر علی همش می خواد قورت بده پسره خوب بلده
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
واقعا چه کرده😁
۱ ماه پیشمرجان
1به نظرم هرچی زودتر دست فرناز و بزاریم تو دست امیرعلی داره خطرناک میشه این پسر😂🫣😜
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
موافقم با نظرت مرجان😁🤌🏻
۱ ماه پیشندا
1دیگه داره عنان از کف میده این پسر🤭
۱ ماه پیشمیم
2کجای کاری امیرعلی جان،ماه و سال چیه،همین الانم دیوونش کردی رفته،داره میگه پنج دقیقه یبار زنگ زده 😍
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقا😍
۱ ماه پیشندا
2مرجان و ساجده و سرو و میم و بقیه بچه ها کجایید🥲
۱ ماه پیشسهیلا
2نمیدونم چرا هر وقت ما زود میایم هیچکس نیست😁
۱ ماه پیشندا
2آره والا نمیدونم چرا😁
۱ ماه پیشمینو
2من اومدم ☺️ بچه دلش طالبی میخاست لیلا بمیره برات
۱ ماه پیشندا
2خوش اومدی خوشگلم😌 آره بچم طالبی میخواست
۱ ماه پیشنسیم
2من اینجانُم😁😁 جونم؟!
۱ ماه پیشمرجان
1من اومدم ندا جان .امروز سرم خیلی شلوغ بود گوشیم دستم نبود خیلی
۱ ماه پیشمیم
2چه عجب ولی این دفعه نگفت لیلی گناه داره برو پیشش،یجوری با حرص و عصابنیت نامه لیلی رو رسوند که خودش سکته نکرد خیلیه 😏🤭🙏🏻
۱ ماه پیشپانیذ
1امیرعلی: قورتت بدم😔 همگی ما: بیاا بیاا بیا قورتمون بدهه🤣
۱ ماه پیشندا
2خدا خفت نکنه دختر ترکیدم🤣🤣
۱ ماه پیشمرجان
2استغفرالله خواهر🫣😂
۱ ماه پیشفن امیرعلی
2دختراا میدونم کوشته شدید از این حجم از دلبری پسرم😭
۱ ماه پیششایسته
2کوشته نشدیم محو شدیم دیگه فن جان🥲😭
۱ ماه پیشفن امیرعلی
2آخ مادر دورت بگردم پسرم بلاخره پیداش شد😭
۱ ماه پیشهانیه
2بچه ها این قورتت بدمای امیرعلی فقط یه معنی میداد دقت کردید🤭
۱ ماه پیششقایق
1اِهِم اِهِم بله فهمیدیم هشتگ طالبی🤣
۱ ماه پیشندا
2تو روحت هانیه دقیقا اومدم همین و بگم🤣 لعنتی هر بار میگفت قورتت بدم من میترکیدم از خنده🤣
۱ ماه پیشسهیلا
1آره پسره ی پدر سوخته دیگه خوب بلده دلبری کنه😎
۱ ماه پیشنیکو
1هانیه به خدا اسمت و میبینم یاد اون کامنتت می افتم دنبال طالبی می گشتی خیلی خوبی🤣🤣
۱ ماه پیشماهی
2چقدر ناز بود این پارت😭 سمانه دستت درد نکنه هم خیلی بلند بود هم دل ما رو آب کردی😭
۱ ماه پیشنسیم
2از پارت ۹ پریدم ۵۰😅😅😂😂🤣🤣🙄🙄
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
خب نصف ماجرا از دستت رفت که دختر😁
۱ ماه پیشنسیم
2اخه کامنتای بچه هل یجوریه که ادم ترغیب میشه اسپویل کنه😅😅 ولی نه دارم ادامشو میخونم
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
حق داری نسیم😁
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ساجده
2امیر علی انقد تو مخ زنی فرناز حرفه ای عمل کرد که من با موجود جهش یافته اشتباهش گرفتم جدا این لاس زدنا رو برای فرناز کنار گذاشته بود جوری که انگار صدساله آموزش دیده 😅 انقدر گفت فرناز قورتت بدم که فرناز بنده خدا از دستش شاکی شد و گفت بزار آشتی کنم خودمو خلاص کنم 🤭