هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت هفتاد و یک :
فصل نوزدهم
پر انرژیتر از همیشه آماده شد. دلش میخواست صدای درون ذهنش را خفه کند که داد میزد اینهمه حالِ خوب بهخاطر هلگورد است. نمیخواست بپذیرد.
آن آهنگی که توی رستوران تایماز شنیده بودند برای خودش گذاشت و مشغول آماده شدن شد.
یک بافت آبی کاربنی بسیار زیبا داشت. لحظهای که آن را به تن کشید در تقابل با رنگِ طلای موهایش خیلی به چشم آمد. جلوی آینه، درحالیکه با خوان
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
اکرم بانو
0وای با تاید موهاشو شسته میگه بد شده؟😂😂
۵ روز پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
🤣🤣🤣 اعتماد بنفس پسرا
۵ روز پیشنیلوفر ابی
0این رمان واقعا شاهکار بی اغراق از زحمتها ی شما نویسنده عزیزم ممنون خسته نباشید
۷ روز پیشمیم
1زیادم عجیب نبود،هلگورد کی مستقیم ابراز علاقه کرده که حالا دومیش باشه 😍🙏🏻
۷ روز پیشمری
2عشق اینا زیبا ترین عشقیه ک بشه تصور کرد
۲ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😍😍
۲ هفته پیشسرو
2آخی فرشته کپ کرد هلگورد رو دید که با تاید سرش رو شست
۳ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
بچه موند اصن🤣
۳ ماه پیشفرشته
3نه به اون همه زحمت فرشته واسه تیپ زدن، نه به هلگورد که با تاید موهای سرش رو شست😂😂 عالی بود واقعا😂😂❤️❤️
۳ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
Helgord core😂
۳ ماه پیشفرشته
1چطوری این رمان شاهکار هربار بیشتر دل می بره؟❤️❤️❤️
۳ ماه پیشفرشته
1هلگورد تحویل بگیر دخترمون رو خب.. فرشته واسه تو همه کار کرده، فرشته بود فرشته تر شده😍❤️
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ریحا
0آخی فرشته طفلی کلی تو ذوقش خورد خسته نباشید بسیار زیبا و خفن