هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت هفتاد و یک :
فصل نوزدهم
پر انرژیتر از همیشه آماده شد. دلش میخواست صدای درون ذهنش را خفه کند که داد میزد اینهمه حالِ خوب بهخاطر هلگورد است. نمیخواست بپذیرد.
آن آهنگی که توی رستوران تایماز شنیده بودند برای خودش گذاشت و مشغول آماده شدن شد.
یک بافت آبی کاربنی بسیار زیبا داشت. لحظهای که آن را به تن کشید در تقابل با رنگِ طلای موهایش خیلی به چشم آمد. جلوی آینه، درحالیکه با خوان
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
بچه موند اصن🤣
۲ ماه پیشفرشته
0نه به اون همه زحمت فرشته واسه تیپ زدن، نه به هلگورد که با تاید موهای سرش رو شست😂😂 عالی بود واقعا😂😂❤️❤️
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
Helgord core😂
۲ ماه پیشفرشته
0چطوری این رمان شاهکار هربار بیشتر دل می بره؟❤️❤️❤️
۲ ماه پیشفرشته
0هلگورد تحویل بگیر دخترمون رو خب.. فرشته واسه تو همه کار کرده، فرشته بود فرشته تر شده😍❤️
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سرو
0آخی فرشته کپ کرد هلگورد رو دید که با تاید سرش رو شست