هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت هفتاد :
لبهای فرشته خیلی قشنگ بود. لب پایینش کشیدهتر از لب بالا و برجستهتر. لب بالایش کمی نازکتر بود و قلبیشکل. هلگورد از لرز شانههای استخوانی فرشته بین حجمِ حجیم بازوهای خودش و پلک زدنهای تند و نامرتب او فهمید که او استرس گرفته است.
لبخند زد و بهآرامی بازوهایش را از دور تن او باز کرد و تفنگ را پایین آورد. فرشته اینقدر داغ شده بود که دلش میخواست یک مشت از برفهای روی زمین
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
فن
0وای کاشکی زودتر اینا عروسی کنن بچه هاشونو ببینم🦦😂
۱ هفته پیشدریا
1برا همینه زمانی هم که رفت تیمارستان،شونه اش رو میذاشت کنار بالشتش🫠
۱ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😭😭😭❤️❤️
۱ هفته پیشنیلوفر ابی
0معرکه بود ممنون خسته نباشید پارت زیبایی بود
۱ هفته پیشمیم
1بالاخره به خودش اعتراف کرد عاشق شده،فرشته گتاه داره،کاش از دستش نده 🥺🙏🏻
۱ هفته پیشمیم
1الان یعنی حالش تغییر کرد،یعنی اون حرف زلدا هم درست بود،خیلی کم خوند 🤔
۱ هفته پیشاکرم بانو
1اگه فرشته کامل میخوندو بلند چی میشد؟
۱ هفته پیشمرری
1زنده باشید و خسته نباشید و خدا قوت نویسنده ی عزیز عالیه 💎
۲ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
♥️♥️
۲ هفته پیشفاطی
1واای چقد ذوق کردم گفتم واقعی اگه واقعی نشهه چیی
۱ ماه پیشفرشته
1رمانی شاهکار که دل می بره❤️
۳ ماه پیشفرشته
1الهی🥺 فرشته🥺🥺❤️❤️
۳ ماه پیشدلارام
1فرشته دوس داشت واقعا این خوابش رویای صادقه باشه و بس😁🤌🤌نویسنده عزیز خسته نباشین💗💗
۳ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😈😈
۳ ماه پیش...
1یعنی واقعاهمش خواب بود
۳ ماه پیشزهرا
1من نمیدونم الان وی ای پی هم هست اون چجوریه من الان سکه ای خریدم عضو شدم وی از پی پارت چنده الان ؟
۳ ماه پیش..
1گلم سکه ای بخری بعدیمدت دوباره قفل میشن پارتها اما اگه وی ای پی بخری واست بازمیمونه الان پارت ۷۰هستیم
۳ ماه پیش...
1اگه میخوای وی ای پی بگیری و رمان روهمیشه داشته باشی میری توصفحه اصلی رمان اونجا درخواست عضویت میزنی و خوداپلیکیشن راهنماییت میکنه ک چیکارکنی
۳ ماه پیشزهرا
1فک کنم پایینی خواب بالایی نه
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ریحا
0خیلی خوب بود خسته نباشید نویسنده گل