پارت بیست و پنجم :

ساعتی از این پهلو به آن پهلو چرخید اما خواب با چشم‌هایش بیگانه شده بود. کلافه پتو را کنار زد و روی تخت نشست. نگاهش را به پنجره دوخت و فکری از سرش گذشت. از جا بلند شد و پرده را کمی کنار زد. آسمان شب سیاه سیاه بود اما حیاط بزرگ خانه به لطف نورپردازی‌های دست و دل بازانه‌ی امیرعباس، کم از روز روشن نداشت.
شالی از داخل کمدش برداشت و روی شانه‌هایش انداخت. پاورچین از اتاق بیرون رفت، نیم نگاهی Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    0

    یعنی امشب دیگه این انباری رو باید زیرو رو کنه حسابی ..مطمئنا خیلی چیزا اینجاست

    ۳ روز پیش
  • شادان

    0

    خدا کنه فقط دلیلشون ارزش داشته باشه وگرنه که الی حق داره واقعا این همه عصبانی شه از دستشون

    ۳ روز پیش
  • شادان

    0

    واقعا مثلا یه منچ و شطرنج چجوری میخواد چیزی رو یاد الناز بندازه که قایمش کردن..

    ۳ روز پیش
  • شادان

    0

    واای کاش الی بیشتر طرح بزنه ..مطمئنا ناخوداگاهش کمکش میکنه به یاد بیاره ..

    ۳ روز پیش
  • شادان

    0

    یعنی هرپارتی میخونم بیشتر چرا تو ذهنم میاد به جای اینکه جوابی بگیره این چراها..

    ۳ روز پیش
  • ملکه

    1

    واقعا که خانواده الی و درک نمیکنم . اگه کمک به بهبود حالش نمیکنن ، حداقل ازش مخفی هم نکنن.. واقعا برام سواله که این غریبه ی آشنا کیه که اینقدر خانوادش برای دور نگه داشتنش هر کاری میکنن🙄🫶🏻

    ۲ ماه پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    شاید برای این پنهان کاری دلیل دارن 🙄😎

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    چرا یه خانواده گذشته ی دخترشون مخفی کردن وچراباید چیزهایی رابه اون گفته باشن که اون دوست ندارد فکر کنم پای یه عشق وسط باشد که از نظر خانوادش غلط بوده

    ۳ ماه پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    بریم جلوتر ببینیم چه اتفاقی توی گذشته‌ی الناز افتاده 😎

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    1

    خدای من.. خانواده ی الناز که همه چیز رو ازش مخفی کردن! فکر کنم تنها چیزهایی که بهش گفتن اسم و فامیل و نسبت های خانوادگیه! مگه میشه آخه؟ الناز لطفا زودتر گذشته ات رو به یاد بیار🥺🙏🏻❤️

    ۳ ماه پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    باید ببینیم دلیل این همه مخفی کاری چیه؟🥺

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    1

    رمانی شاهکار که تا ابد در قلب و ذهن آدم ماندگاره❤️

    ۳ ماه پیش
  • مهتاب جهان فر | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم 💜💜

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    دلبر و جذاب و بی نظیر❤️

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️