ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت بیست و ششم :
بغض گلویش را فشرد. تکتک تابلوها را آرام و با احتیاط از داخل چمدان بیرون کشید و دقایق طولانی به طرح و نقششان خیره ماند. اشکهایش بیاراده روی صورتش راه گرفته بودند و او هیچ توجهی به آنها نداشت.
تابلوها را آرام کنار زد و باکس بزرگی که زیرشان بود را باز کرد. حیرت زده به آن همه قلمو و رنگ و ابزار مختلف خیره شد. همه چیز بیش از حد حرفهای به نظر میرسید. آنقدر که حالا شک نداشت نقاشی در
لطفا صبر کنید...
