پارت بیست و ششم :

بغض گلویش را فشرد. تک‌تک تابلو‌ها را آرام و با احتیاط از داخل چمدان بیرون کشید و دقایق طولانی به طرح و نقششان خیره ماند. اشک‌هایش بی‌اراده روی صورتش راه گرفته بودند و او هیچ توجهی به آن‌ها نداشت.
تابلوها را آرام کنار زد و باکس بزرگی که زیرشان بود را باز کرد. حیرت زده به آن همه قلمو و رنگ و ابزار مختلف خیره شد. همه چیز بیش از حد حرفه‌ای به نظر می‌رسید. آن‌قدر که حالا شک نداشت نقاشی در

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!