پارت هجده :

#پارت_۲۵


ماشین آروم از دروازه آهنی بزرگ رد شد.
بلوط بی‌اختیار سرش رو به سمت شیشه چرخوند.

خونه نبود که بیشتر شبیه عمارت بود.

حیاطی بزرگ با درخت‌های قدیمی نمایان بود
ماشین کنار پله‌های ورودی ایستاد.

برزین اول پیاده شد و کلید رو به یکی از نگهبان‌ها داد و بدون عجله دور ماشین اومد.
درِ سمت بلوط رو باز کرد.
ـ رسیدیم.
بلوط آروم پیاده شد.چند لحظه ف

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    ممنون خدا قوت پارت زیبایی بود

    ۲ هفته پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    تشکر زیبا

    ۲ هفته پیش
کپی شد!