خفته در راز به قلم زهرا خزائی
پارت هجده :
#پارت_۲۵
ماشین آروم از دروازه آهنی بزرگ رد شد.
بلوط بیاختیار سرش رو به سمت شیشه چرخوند.
خونه نبود که بیشتر شبیه عمارت بود.
حیاطی بزرگ با درختهای قدیمی نمایان بود
ماشین کنار پلههای ورودی ایستاد.
برزین اول پیاده شد و کلید رو به یکی از نگهبانها داد و بدون عجله دور ماشین اومد.
درِ سمت بلوط رو باز کرد.
ـ رسیدیم.
بلوط آروم پیاده شد.چند لحظه ف

لطفا صبر کنید...

محرابی
0ممنون خدا قوت پارت زیبایی بود