پارت پنجاه و یک :

"زمان حال"

"گندم"

از اتفاقی که توی قلبم رخ داده بود متعجب بودم. از این معده‌ای که انگار جمع شده بود. از نفس‌های تنگم و خفگی قفسه‌ی سینه‌م.
من دلم نمی‌خواست انقدر زود اعتراف کنم که به اون باختم... دقیقا کمتر از یک ماه!
نگاهش نکردم و از جام بلند شدم. همراهم از جا برخاست و پرسید: کجا؟
چشمم بهش خورد. سعی کردم نذارم پوست سبزه و چشم‌های تیله‌ای رنگی که حالا توی نور آفتاب ط

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • Hosna

    0

    فوق العاده زیبا و بینظیر 😍❤️ خسته نباشی 🪻

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دلمم💋💋

    ۳ ماه پیش
  • زری

    0

    صبا به قول مهشید زری رمانو قورت داد🤣🤣رسیدم اینجا💪💪

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیزم خوشحالم رسیدیی😍😅

    ۳ ماه پیش
  • برازنده

    1

    یه دختر غسال نباید کمی ملاحظه تو کاراش باشه!؟ این بیشتر شبیه دختر املاکیه تا غسال

    ۳ ماه پیش
  • نیا

    0

    از چه نظر؟

    ۳ ماه پیش
  • ساجده

    0

    چرا مگه چه کار زشتی کرده؟

    ۳ ماه پیش
  • آسمون

    2

    مگه چیکار کرد؟ علاوه بر اون فرق دختر یه غسال با دختر یه املاکی چیه؟

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنون، واقعا نکته‌ی خوبی بود🤌👌

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    کار خاصی نکرده که! و تفاوت دو مورد رو نفهمیدم حقیقتا!

    ۳ ماه پیش
  • مرضیه

    0

    محشری دخترعالی بود🥰 لطفاپارت هدیه 🙃😘

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم، چشم بخدا برسم حتما میذارم

    ۳ ماه پیش
  • آدولفا

    1

    گندم چطوری بهش اعتماد کردی باهاش رفتی توی خونه؟ آخی دیالوگ آخر پدرام واقعا غم انگیز بود💔🥲

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    گندمه دیگه... یهو تصمیم میگیره!

    ۳ ماه پیش
  • زری

    2

    در رمان هایت زمان می ایستد و فصل ها گل می دهند و خستگیِ روزگار در میانِ کلماتت رنگ می بازد تو معمارِ رویاهایِ عاشقانه و لطیف هستی که با هر پارت قلبِ خواننده را به آتش و به آرامش می رساند

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مرسی مهربون‌ترینممم♥️😭🫂

    ۳ ماه پیش
  • زری

    0

    تو که با هر واژه شکوفه ای به دل می نشانی و در هر صفحه شعله ای از شوق می افکنی جوهرِ قلمت عطرِ ملاقاتِ دو دل های تشنه است و هر جمله ات قصه یِ بوسه ای که هرگز نمی میرد تو می نویسی از نگاهی که جهان را به تپش می اندازد و از لمسِ دست هایی که در سکوت عشق را می خواند

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    قربونت برم که اینجام برام شعر مینویسی زری جانم😭🫂💋

    ۳ ماه پیش
  • Mahshid

    0

    غمنگین ترین چیز برام اینکه که عااشق این داستان بودم ولی متاسفانه نشد که بخونمش🥺🥺اصلا نمیدونم تا کجا خوندم..دلم پیشش موند..فقط اومدم بگم بعضی نویسنده ها داستان نمی نویسن؛ زندگی می بخشن به کلمه ها،و تو دقیقاا از اون نویسنده هایی ..میشه تو داستان هات غرق شد صبا جانم❤️🩷🤍

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مهشید قشنگم، توام عزیز دل منی بهترینم♥️♥️

    ۳ ماه پیش
  • پگاه

    0

    آخ عزیززم دلم کباب شد واسه پدرام

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیزمم😭🥲

    ۳ ماه پیش
  • راز

    0

    پدرام واقعا عاشق گندم شده که به گذشتش راهش داده

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره دقیقاا

    ۳ ماه پیش
  • لیلا

    3

    خیلی خوبه ولی آخرش که گندم ماجرا روبفهمه وفکر کنه بخاطر چیزدیگه پدرام بهش نزدیک شده ونقشه بوده باهاش بمونه یانه؟🤔

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    بفهمه بد میشه خب...

    ۳ ماه پیش
  • لیلا

    3

    من بقیشو میخام😭🥺

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    چشممم

    ۳ ماه پیش
  • آراگل

    1

    بچم چه یهویی مظلوم شد😭😭

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مظلوم بووود

    ۳ ماه پیش
  • علیرضا۲۸

    0

    آخیی پدرام 🥺🥺

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    🥲😭

    ۳ ماه پیش
  • نورا

    1

    ولی چقدر زندگیش سخت بوده عالیی بود😭💕

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ارههه😭😭

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️