پارت سی و دوم :

بدنم‌و حس نمی‌کردم و سرم سنگین بود.صداهای نامفهوم می‌شنیدم که گیجم می‌کرد.حتی زورم نمی‌رسید چشمامو باز کنم...ولی بالأخره تونستم.
توی جایی شبیه بیمارستان بودم.تخت،مانتیور و وسایل اطرافم مثل بیمارستان بود ولی دکور اتاق نه.کاغذ دیواری و لوستر بالای سرم خبر از این می‌داد که توی ملک شخصی‌ام.
کسی که بهم شلیک کرد،به همراه یه دختر جَوون کنار تختم بود.البته سرگرم بودن و به من توجهی ند

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرش در رمان نیو آرش
تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت مکانیزم آنتیکیترا در رمان نیو مکانیزم آنتیکیترا
تصویر شخصیت سمک در رمان نیو سمک
تصویر شخصیت آرمان در رمان نیو آرمان
تصویر شخصیت ارشک آرمان‌سا در رمان نیو ارشک آرمان‌سا
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نقره

    1

    سروان اسکینی چرا اینقدر کراش از آب درومد

    دیروز
  • sober | نویسنده رمان

    سورپرایز🎉

    ۱ ساعت پیش
  • نیو ( شعبه دو)

    0

    انقدر از اسم نیو خوشم امده ک ممکنه جدی اسممو عوض کنم بزارم نیو

    ۵ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    به اسم اصلیت اضافه‌ش کن 😌❤️

    ۱ ساعت پیش
  • از الان طرفدار نقره

    2

    هیچ دختر باز هولی آدم محترمی نیست👍

    ۵ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    🥲

    ۱ ساعت پیش
  • قل سوم(فانوس)

    4

    عاشق اینم ک شخصیتهای رمانات همیشه تو بدترین حالشونم روحیه طنزشونو حفظ میکنن

    ۵ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😁❤️

    ۱ ساعت پیش
  • درنا

    3

    دوست دارم رویارویی سمک و نیو رو ببینم، خیلی خوب می شه. پ.ن.﴿سمک منو یاد سمعک می ندازه(:﴾

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    همه اسمشو مسخره می‌کنن 😔

    ۶ روز پیش
  • درنا

    0

    همین اسم های خاصن موندگار میشن حرف نداره کارت😁

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😘

    ۱ ساعت پیش
  • طرفدار ارش

    0

    نیو ژونم تو میتونی فرار کن بعد ماتحتشان را مورد عنایت قرار بده که به مدفوع خوردن بیوفتن 😂

    ۴ روز پیش
  • در احاطه‌ی میمونک‌ها

    1

    نیو اینجوریه که دیگی که واسه من نجوشه، می خوام سر سگ توش بجوشه که خب منطقیه.

    ۵ روز پیش
  • ماشین فقط سمند سورن

    0

    یعنی باور کنم سمک آدم خوب و محترمیه؟😒

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    قطعا ✋

    ۶ روز پیش
  • ماشین فقط سمند سورن

    0

    بگردم برا بچم که تیر خورده و درد داره🥺این احمقای روانی بچمو گروگان گرفتن😔💔

    ۶ روز پیش
  • زن قاموس بن سهی اصل

    1

    یک دختر پیکمی دیگر به جمع اضافه شد😌

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    این دیگه قصاص قبل از جنایته

    ۶ روز پیش
  • 𝓓𝓻.𝓑𝓻𝓪𝓲𝓷𝓲𝓪c

    0

    چیزی که در رمان های آخر سوبر می شود دید کمرنگ شدن رنگ های کامل سیاه و سفید شخصیت ها است نمی شود کامل تشخیص داد بیشتر به قول دوستان نیمه فرهیخته خاکستری هستند

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    چه تشبیه جالبی❤️

    ۶ روز پیش
  • ماهو

    0

    اصلا همه کاراکتر های داستانات رو دوست دارم، مخصوصا این یکیو🥰🥹

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    لطف دغری❤️😇

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    *داری❤️

    ۶ روز پیش
  • ماهو

    0

    لازم به ذکره که از سمک هم خیلی خوشم میاد😈 منو یاد مسعود میندازه🥺🥹

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😁❤️

    ۶ روز پیش
  • ماهو

    0

    واقعا خسته نباشی شادی عزیزم. هر پارتی که میذاری رو باید چند بار بخونم تا قشنگ بشینه به عمق وجودم🥹 اصلا خسته نمیشم از قلمت، امیدوارم همیشه همینطوری ادامه بدی و داستانای زیادی بنویسی😊❤️

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممنون از لطفت 😇❤️

    ۶ روز پیش
  • Masi

    0

    هرچی میریم جلو تر اسامی عجیب تر میشه، الان این آقا سمک عربه؟

    ۶ روز پیش
  • sober | نویسنده رمان

    سمک اسم عربیه ولی این شخصیت ایرانیه 😅

    ۶ روز پیش
کپی شد!