پارت سی و یک :
از نگاه آرن
یک شبانهروز از جراحی میگذشت و نیو هنوز به هوش نیومده بود.توی خونهش هم سرنخی پیدا نکردیم.تمام ماجرا مثل یه کلاف بیسر بود.
طی اون بیست و چهار ساعت از بیمارستان بیرون نرفتم و بیدار بودم.فقط نیم ساعت،نشسته روی صندلی خوابیدم.سرم داشت میترکید.
برای اینکه هوای تازه به کلهم بخوره از ساختمون بیرون اومدم.راه میرفتم تا خواب از سرم بپره.حوالی پنج و نیم صبح
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
گوزِ قدمت دار
0شب تا صبح بیدار موندی چون عذاب وجدان داشتی از سر دوست داشتن نبود😒
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
بدبین نباش
۶ روز پیشگوزِ قدمت دار
1همیشه توی زندگیم آرش بودم سریع چَپه میشم😂😂
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
منم 😅
۶ روز پیش𝓓𝓻.𝓑𝓻𝓪𝓲𝓷𝓲𝓪c
3بعد از نودهشتیا دیگه به اینصورت رمان نخونده بودم که منتظر بخش بعدی اش باشم بعد از شاید حدود ده دوازده سال قبل هیجان و منتظر قسمت جدید بودن و تجربه می کنم به قول استاد شهریار پیرم و دل یاد جوانی می کند
۶ روز پیش
sober | نویسنده رمان
😌❤️
۶ روز پیش𝓓𝓻.𝓑𝓻𝓪𝓲𝓷𝓲𝓪c
1تغییر شخصیت ها جالب هستند, یعنی از شخصیتی که تا چند قسمت پیش منفور بود به طور ناگهانی جذاب می شودیعنی بدون اینکه این تغییر شخصیت مصنوعی به نظر برسد یعنی بیشتر احساس می کنی که درست این آدم و نشناخته بودی تا تغییری ایجاد شده باشد.نمی دانم طرح اولیه داستان همین بوده یا همینطوری پیش اومده به هر حال جذاب
۶ روز پیش
sober | نویسنده رمان
ممنون از دیدگاهت ❤️ معمولا برنامههای من درست پیش نمیرن.حتی در نسخهی اولیه،نقش اصلی یه نفر دیگه بود نه نیو 😅
۶ روز پیشغزل
3آرن میتونست یه تیر بزنه به لاستیک آمبولانس اینطوری نیو رو نمیبردن.
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
هدفش گرفتن ضارب بود در وهلهی اول
۶ روز پیشنیوِ نی نی
1آخیی داره باحال میشه کتاب😍کاش زود تموم نشه😢
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
این رمان طولانی نیست 🥲
۶ روز پیششوسپک
0جان دختره؟!!
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
نهههه،گوشیش دست یکی دیگه بود
۶ روز پیشگوزِ قدمت دار
0الهی دورت بگردم نیوی جون پاشو
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
🥲
۶ روز پیشزن قاموس بن سهی اصل
2من نمیفهمم اینا چجور پلیسهای آموزش دیده ای هستن که لیاقت ندارن از دس دونفر بربیان واقعا ک فقط بلدین برا نیو قلدری کنین
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
سمک زرنگتره 😔
۶ روز پیشماشین فقط سمند سورن
0دوتا خرس گنده نتونستن نیو رو نجات بدن😒
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
هدفشون گرفتن ضارب بود
۶ روز پیشسیاه
0یعنی عاشق روابطشونم براشون مهم نیست 10 دقیقه پیش چی شده یه صفحه جدید باز میکنن از اول آرش که واقعا یه چیز دیگس عاشقش شدم
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
کینهای نیستن 😄
۶ روز پیشسیاه
0آرن جدی باور کنم نیو برات مهم نیست بخاطرش نخوابیدیی مرد
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
باور کن😔
۶ روز پیشگردنبند آرن
1آرش همون اول کور شد 😂
۷ روز پیش
sober | نویسنده رمان
هعییی😅
۶ روز پیشدرنا
0نیو رو بردن چیکار😂 عذاب وجدان داره رو آرن اثر میکنه بالاخره، هرچند هنوز که هنوزه احساس میکنم داره بازی میکنه همه چی زیر سر خودشه🤧
۷ روز پیش
لطفا صبر کنید...

در احاطهی میمونکها
0عجب پست هیجان انگیزی!! خسته نباشی عزیزم. دلم خنک شد آرن کتک خورد. خیلیی نسبت به نیو بدجنسه. آرشم خیلی باحاله. خیلیی دوستش دارم