پارت سی و سوم :

تصمیم داشتم قبل از طلوع خورشید فرار کنم.یکی از گلوله‌ها به عضلات شونه‌م خورده بود و اون یکی به بالای کمرم.شانس آوردم به ریه یا لگنم نخورده بود وگرنه حتی نمی‌تونستم راه برم،چه برسه به فرار.
احساس ضعف می‌کردم و تب داشتم.در شرایطی نبودم که بجنگم و بِدوم.نقشه‌ی اولیه‌م این بود که بی‌سروصدا دویست متر از اون محل دور بشم.
اون دم و دستگاه مسخره رو از خودم جدا کردم و آروم از اتاق بیرون ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرش در رمان نیو آرش
تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت مکانیزم آنتیکیترا در رمان نیو مکانیزم آنتیکیترا
تصویر شخصیت سمک در رمان نیو سمک
تصویر شخصیت آرمان در رمان نیو آرمان
تصویر شخصیت ارشک آرمان‌سا در رمان نیو ارشک آرمان‌سا
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • رها

    0

    فقط متوجه نمیشم چرا گوشی میخاست بهش بده تا زنگ بزنه بع داداشش

    ۲ روز پیش
  • Harry The Wise

    0

    نویسنده جون هر وقت میام نظر بدم متاسفانه گوشیم هنگ میکنه💀 وقتی حالش بهتر شد میام دوباره ادامه میدم

    ۲ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    منتظرت می‌مونم ✋

    ۲ هفته پیش
  • Harry The Wise

    1

    عاشق اینم اوج نگرانی نیو اینه که به دست این آدم های ضایع کشته بشه😂 راستش رو بخواین منم این نگرانی رو دارم

    ۲ هفته پیش
  • نقره پسند

    1

    اینا تو دار و دستشون جن و زامبی هم دارن

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    وضع‌شون خوبه.

    ۳ هفته پیش
  • زن حاجی

    2

    چقدر زامبی رو مخ بود🤣

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    من زامبی رو دوس دارم 😔

    ۳ هفته پیش
  • زن حاجی

    1

    داشتم فکر میکردم که جان مثل فرشته نجات ظاهر شد که آخرش رکب خوردم

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    هیی روزگار...

    ۳ هفته پیش
  • رها

    1

    اما نیو اینجا خیلی گناه داشت جان رو رفیقش دونست بخاطر اون فرار نکرد خدا لعنتت کنه جان ای عوضی

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    قانون خودش (بی‌معنی بودن رفاقت) رو زیر پا گذاشت و اینجوری شد😔

    ۳ هفته پیش
  • ماشین فقط سمند سورن

    0

    اوه شتت ینی جان هم با اینا بوده؟

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بله😔

    ۳ هفته پیش
  • ماشین فقط سمند سورن

    0

    حالا کی نیو عزیزمو نجات میده؟ بچم بین یه مشت روانی و خیانتکار و زامبی گیر افتاده🥲

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    خودش

    ۳ هفته پیش
  • زن قاموس بن‌سهی اصل

    0

    وای خدای منن بچه تیر خورده هوشش از بین رفته وگرنه امکان نداشت نفهمه جان با ایناس همونجا باید فلنگو میبست

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    جوانمردی کار دستش داد

    ۳ هفته پیش
  • زن قاموس بن سهی اصل

    0

    مردیکه نامحترم هوس ران زن باز

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نهههههه😭😂

    ۳ هفته پیش
  • زن قاموس بن‌سهی اصل

    0

    چقد این نیو بچه س د آخه مشخص بود جان داره دروغ میگه وای کاش ب آرن زنگ میزد.. دستاشو میخوای بشکونیی؟ تو بکن ببین من گردنتو میشکونم یا نن مرتیکهه لعنت به خودت و اون دستگاه مسخره این همه راه برای پولدار شدن هست خیلیی کنجکاوم ببینم با اون میخواد چیکار کنه قصدش پول یا چیز دیگه..

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    مطمئنی هدف جان و سمک پولدار شدنه؟🥲

    ۳ هفته پیش
  • ماهو

    1

    حالا میبینی جان مافوق سمک در میاد و اصلا کل پروسه آشناییش با نیو همه ش صحنه سازی بوده تا بچه م بهش اعتماد کنه!

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممکنه جان رئیس مافیا باشه؟😎

    ۳ هفته پیش
  • رها

    1

    سروان اسکینی چرا انقدر باید کراش باشه من اینو یه چیز تپل زشت تصور می کردم

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    چرا؟ 😅

    ۳ هفته پیش
  • ماهو

    0

    سروان اسکینی واقعا اسکینیه🥹😁

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😄😄

    ۳ هفته پیش
  • The oldest dream

    1

    یه بارم نیو فقط به فکر خودش نبود و به خاطر جان تنهایی فرار نکرد، که اونم با نقش آفرینیِ "جنابِ جان" دارم با خودم میگم نیو همون شرور باشه بهتره..؛ حداقلش ما کمتر حرص میخوریم..؛🙃🙂

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    سود توی شرور بودنه.

    ۳ هفته پیش
  • The oldest dream

    1

    چرا جان؟ چرا..؟🙁🙁 نیو تازه داشت از یک میمونک احمق به یه دوست خوب ارتقاء ت میداد..؛

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    لیاقت ارتقا رو نداشت😔

    ۳ هفته پیش
کپی شد!