پارت سی :


از نگاه آرن

بعد از خبری که نیوارا آورد،آرش سوییچ‌مو گرفت تا بره خونه‌ی نیو.منم چون دل‌نگرون ماشینم بودم به اجبار همراهش رفتم.
حسم بهم می‌گفت نیوارا دروغ گفته ولی آرش و بابا ول‌کن نبودن.
مردک با سرعت بین ماشین‌ها می‌روند و همه‌شون برامون بوق ممتد می‌کشیدن.
یک‌آن نزدیک بود بکوبه به ماشبن جلویی که نیش ترمز زد.
برای حفظ تعادل دستمو روی داشبرد گذاشتم.
گفتم: «

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرش در رمان نیو آرش
تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت مکانیزم آنتیکیترا در رمان نیو مکانیزم آنتیکیترا
تصویر شخصیت سمک در رمان نیو سمک
تصویر شخصیت آرمان در رمان نیو آرمان
تصویر شخصیت ارشک آرمان‌سا در رمان نیو ارشک آرمان‌سا
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Ye e

    0

    دلم حسابی برای فضای کتابات تنگ شده بود :)) خیلی خوشحالم که دوباره قلمتو میخونم ♡♡

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ❤️😘

    ۲ هفته پیش
  • نیوارا خوشگله

    5

    نیوارا چیشد بچم؟ درسته یه شوسپک دروغگوعه ولی تنها کسی که وقتی نیوی در خطر بود به نیوی فکر کرد و با اون اوضاع خرابش رفت کمک بیاره تا نیوی زنده بمونه نیوارا بود.

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    زنده‌ست،نگران نباش✌️

    ۴ هفته پیش
  • نیوارا خوشگله

    3

    باباهه که مشخصه همون نسخه آرنه منتها متظاهر تر آرش هم فعلا چیزی ندارم بگم شبیه این عموهای پفیوزه که بازم از بابات و داداشت قابل اعتمادتره ولی فقط یه ذره انگار فقط نیوی میمونه و خودش. کاش نیوی قشنگم هم یه دوست ناز پیدا کنه. حالا چه آدمیزاد باشه چه جن و پری.

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اولا که خیلی بدبینی 🥲 ثانیا نیو هم یه دوست خوب داره؛ جان.

    ۴ هفته پیش
  • نیوارا خوشگله

    5

    آرن واقعا.. به جای داداشت نگران ماشینتی؟ حتی آرش پفیوز هم که نیوی ازش خوشش نمیاد هم مثل تو سیاه نیست قلبش. جالبه از نیو متنفره به خاطره اینکه بابای کسخلشونو زنده بگور کرده، اخه بیشعور تو تا قبل اینکه نیوی بگه اصلا فکر میکردی با ضربه تو مرده.. نیوی پسرم رابطه تو با این شوسپک قطع کن.

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    شاید به همین دلیل از نیو خوشش نمیاد.چون سال‌ها به خاطر کشتن پدرشون عذاب وجدان داشته ولی بعد فهمیده که تمام مدت تقصیر نیو بوده.

    ۴ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    ببخشید ولی این بحثی که این آقایون بیرون اتاق عمل راه انداختن بالاترین حد کمدی بود و نمیتونم نخندم 🤣 شاید خود نیو هم بود میخندید. راستش من یادم نمیاد نیو تا حالا خندیده باشه که خیلی غم انگیزه😔💔 لطفا زودتر خوب شو پسرم. همین که بعد از دو بار تیر خوردن زنده ای واقعا جای شکر داره

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اونجا که دید نیوارا پیر شده خندید 😔🤣

    ۴ هفته پیش
  • Harry The Wise

    1

    جوری که آرن تا لحظه آخر باور نمیکرد نیو تیر خورده باشه و وقتی هم فهمید همچین واکنش خاصی نداشت تا حدی که همه متعجب شدن👀 واقعا برام جای تعجبه چطوری به خاطر اینکه نیو از ارشک جون کتک میخورد مردی رو زد و تقریبا کشت. به گمانم آدم ها عوض میشن

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    آرن به قصد کشتن پدرشونو نزد.در واقع کشتش 😅

    ۴ هفته پیش
  • سیاه

    11

    همشون ادعای حساسیت رو نیو دارن همشونم یجوری با نیو رفتار میکنن انگار ارث باباشونو بالاکشیده واقعا موجودات عجیبی ان

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    محبتشونو عجیب نشون میدن...خرن فقط

    ۴ هفته پیش
  • گردنبند آرن

    0

    برگاانم 😸 عالی بود وایی چقدر کیف کردمم تو اون وضعیت آرش فقط می گفت گوساله . درمورد رفتار آرن فکر کنم اینطور نیست که دوست داشته باشه نیو بمیره فقط شرایط اونطوری شده همین .. این وسط آرن بد نیست فقط هر دو تاشون بچگی بدی داشتن

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممنون از تحلیل دقیقت ❤️

    ۴ هفته پیش
  • Masi

    3

    اوایل رمان از آرن خوشم میومد ولی الان فقط دلم میخواد یهو منفجر بشه و بپاشه به در و دیوار مردک بی وجدان

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بابااااااا🥲

    ۴ هفته پیش
  • در احاطه‌ی میمونک‌ها

    2

    چقدر ارن بی شعوره!! واقعا انگار از نیو بدش میاد. بچم دم مرگ بود این نگران ماشین کوفتیش بود. حیف نیو که انقدر ارن رو دوست داره. هیی عجب روزگاریه. آرش رو هم دوست دارم. خیلی شیرینه.

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اون موقع که نگران ماشینش بود مطمئن نبود نیوارا درباره‌ی آسیب دیدن نیو حقیقت رو گفته باشه.

    ۴ هفته پیش
  • غزل

    3

    اصلا انگار نه انگار که نیو داره میمیره .

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    🥲

    ۴ هفته پیش
  • طرفدار ارش

    1

    حاجیی یعنی چیی اصلا ارن دیووث واقعاا نا امیدم کردیی یعنی اندازه ارشی که گوششو کند هم دوسش نداریی

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    دوس داشتن زورکی نمیشه 😔

    ۴ هفته پیش
  • Masi

    4

    انگار نیو اینقدر ها هم منفور نیست ولی آرن واقعا دیوثه

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😑

    ۴ هفته پیش
  • آرن نفرت انگیز

    1

    به شدت از آرن متنفرم، یعنی چی؟ نیو اینقدر بهش اهمیت داد، همه کار براش کرد، حتی باباش رو کشت تا آرن رو نجات بده این چه مرگشه دیگه؟ خیلی دوست دارم کتک خودرنشو به دست نیو ببینم

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    آرن بچه‌ی بدی نیستاااا.

    ۴ هفته پیش
  • Harry The Wise

    2

    آرن اون وسط به خاطر ماشینش باهاشون رفت💀 و در عین حال به آرش گوشزد کرد که سه تا قانون رو نقض کرده💀 این وسط بگم عاشق آرش شدم که سر این احتمال که آرن نیو رو به خاطر زنده کردن پدرش قربانی کرده، میخواست بکشه! و دیگه اینکه بدون توجه به امکان وجود آدمکش ها رفت تو خونه😔💙

    ۱ ماه پیش
  • Baran

    0

    وای دقیقاا آرش داره نظرمو جلب میکنه یکم

    ۴ هفته پیش
کپی شد!