پارت شانزده :

دیدار در جواب نگاه منتظر مهکامه، دستش را کشید و او را تو آغوش خودش جا داد. کمر مهکامه به قفسه سینه‌اش چسبید و دو دوستش را دور او گرفت:
-فکر نمیکنی بد عادتم میکنی انقدر هوامو داری؟ پرو میشما!
مهکامه با شیطنت نیشگونی از بازوی پهن سفت دیدار گرفت:
-اون موقع خودمم پفتو میخوابونم عزیزم.
دیدار بی‌اختیار قهقه کوتاهی زد که عنبیه‌هایش به پشت سر او وسلین رسید. روی کاناپه نشسته بود و کن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شایان و ستاره در رمان آخرین پنجره هم هیچ شایان و ستاره
تصویر شخصیت پندار در رمان آخرین پنجره هم هیچ پندار
تصویر شخصیت سلین در رمان آخرین پنجره هم هیچ سلین
تصویر شخصیت سروش در رمان آخرین پنجره هم هیچ سروش
تصویر شخصیت مهکامه در رمان آخرین پنجره هم هیچ مهکامه
تصویر شخصیت دیدار در رمان آخرین پنجره هم هیچ دیدار
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ....

    1

    سروشش من فقط،منتظر اومدن سروشمم استوریا انقدر جذابه لعنتیی رفته رو مخم که سروش کیه و چه حوری میاد بین این دوتاا

    ۳ روز پیش
  • دلیا

    1

    توروخدا بیشتر پارت بذارید من تا میام شروع کنم تموم میشع رمانت خیلیی قشنگهه از طاق فلکن قشنگ ترهه پارتای بیشترر🥺🥺😘😘

    ۳ روز پیش
  • دلیا

    1

    یعنی قلبم ترک برداشتت شاسان به جور درد دیدار به جورر ولی دلم برای دیدار کبابه حسزتاش اینحوری جلو چشمش باشن و زندگیی کع دوست داشته رو رفیقش داشته باشه خیلی نامردیهه🥺🥺

    ۳ روز پیش
کپی شد!