گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت صد و نهم :
دست به سینه شد و نگاهش گرچه قهر؛ اما دقیقهای بعد از پنجره سایهی کیسان را روی زمین دید که علامتی به شریف داد و وقتی او سویش دوید، صدای کیسان را همان دورگهای شنید که برایش ترسناک بود.
- باک ماشین رو چک کن و راهش بنداز، برمیگردم تهران.
چهرهاش به چشم شریف ملتهب و عصبی، جرئت به خرج داد تا آرام بگوید:
- الان آخه...
اما این جرئت را بلعید وقتی کیسان تمام فریادهایی ک
مطالعهی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
maca..
0ول تنها کسی ک حتی آخر قصهم حالش مث اولا نمیشه سایداس🖤
۱۸ ساعت پیشافسون
0هم خوشحال برای اینکه مطمئنم و منتظر که صامت هم خودش و بسوزونه و هم فرخ و صفورا ولی اینوسط غمگین غمهای سایدا که درمانی نداره
۴ هفته پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
طفلک سایدا💔
۳ هفته پیشزهرا
0عالی خسته نباشی مهدیه جونم قلمت مان👌💗🌱🙏
۴ هفته پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
^^🤍
۳ هفته پیشمحیا
1عالی بود ممنون از قلمت ولی سایدا خیلی بی عرضه س باید خودی نشان بده هر چی بختیاری بود برد زیر سوال دوستاشم مثل خودشن یکم جوربوزه داشته باش دختر
۴ هفته پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
سایدا بیعرضه نیست، بنظرم بلایی که سرش اومده هم باید درک کنیم
۳ هفته پیشآرزو
0مهدیه جون مرسی که هستی ممنون برای قلم عالیت که بابرگشت اون فسیل ازین به بعدقراردرکناراون پیرفسفسوازین فسیلم حرص بخوریم😁😁
۴ هفته پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
تا باشه از این حرص خوردنا🫣😂
۳ هفته پیشآرزو
3یکی بیاداین نامه روازصامت بگیره باباتوچک نویس هوس نازنین بودی تازه اونم توعالم بچگی ونادونی الان کیسان نفسشه اونم توانتخاب باعقل ودلش باهم توهرچقدم ضربه بزنی دیگه هیچه به خودت بیا
۴ هفته پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
صامت بد کینهای به دل گرفته..
۳ هفته پیشآرزو
2تابعدیکیوپیداکنیم صامتونفله کنه دیگه کم کم تعدادافرادوکم کنیم تاآخربرسیم به این افرادنازنین وکیسان سایداونوشاد یاسمین وسروناز ومستوره..بمونن بایه عمارت شادویه جین بچه🤣🤣
۴ هفته پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
عجب😂
۳ هفته پیشآرزو
0باورم نمیشه خدایامگه داریم این فسیل هنوززمدس؟!توقعم تواین فصل این بودمعادلات ذهنیم راجب رمان کم شه منتهاکم که نشدهیچ زیادم شدچرابایددوتادخترترسوباهم دوست باشن توقعم ازدوستان سایدایکی بودمث نازنین که فسیلو ازبین *** که تونقشش بدترازسایداراه گشا باشه به نظرم علی الحساب صامتوشیرکنیم مخفی فرخو بکشه
۴ هفته پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اینم بد فکری نیست، به هرحال صامت یجورایی مثل خود فرخه شاید از پسش بربیاد😂
۳ هفته پیشتی دا
0سایدای بیچاره معلوم نیست توی این سه سال چه به روزش اومده وقتی هنوز صامت ولش نکرده
۴ هفته پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
دختر طفلکم💔
۳ هفته پیشتی دا
0خیلی مشتاقم ببینم در اینده چه اتفاقاتی میفته ولی دلم نمیخواد برا نازنین وکیسان ناراحتی وجدایی به وجود بیاد به قدری غرق در داستان شدم که خودمو تو عمارت حس میکنم🤭
۴ هفته پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
عزیزدلم🤍
۳ هفته پیشافسون
0خوشحال و دل چرکین و حسود و بی قرار که ببینم واکنش فرخ و منافقین و صفورا چیه
۳ هفته پیشآرزو
2سایداجون پاشوبجای غمبرک زدن بیاعمارت یه موردعشق داریم عالیی اصلاپرفکت به پای خان داداشت نمیرسه اماازونم چیزی کم نداره یه مامان داره اصلاتندیس عشق دوتاخواهرداره باشعوروفهمیده وهم پااصلایچی میگم تانبینی باورت نمیشه نوشادنام اصلابعدکیسان کراش گلگونه هاس🥰🥰
۴ هفته پیشآرزو
1دقیقاا زری تو خاال💙💙
۴ هفته پیشسعادت
0نازنین خانم چکار می کنی
۴ هفته پیشافسون
0هم خوشحال برای اینکه مطمئنم و منتظر که صامت هم خودش و بسوزونه و هم فرخ و صفورا ولی اینوسط غمگین غمهای سایدا که درمانی نداره
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

فرشته
0آخ سایدا چه مظلومانه وسط انتقام صامت آهنگر گیر افتادی