گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت صد و هشتم :
پلکهای کیسان به فرمان نبضِ دردِ جایجای سرش برهم چسبیدند؛ اما برای دیدن احوال نازنین مگر به چشم نیاز داشت؟ خون که در رگ خودش جوشید، جوشش خشم در رگ نازنین را هم حس کرد. کلام فرخ که مثل مذاب روی قلبش ریخت، ذوب شدن قلب نازنین را هم حس کرد. نفسش که از برآشفتگیِ پنهانش بریده شد، فقط آوای تند نفسهای بریدهی نازنین را شنید؛ او که تکان خورد از هضم کلام فرخ و نگاهش مات، نه یاسمین را دید که مبهو
مطالعهی این پارت حدودا ۳۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
شیوا
0بنظرم هردو محق ان ولی کیسان خیلی بیشتر نازنین خانم تو بالاخره قبول کردی که ازدواج کنی واز عشق کیسان هم سرمست میشی اماازخودت نمیخای مایه بذاری شتر سواری که دلادلا نمیشه.
۱ ماه پیشفرشته
0حقیقتا دیگه نازنین شورشو در اورده اصلا کیسان هم میتونست به نازنین بگه که قبلا با یاسمین صحبت کرده
۲ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
شاید اگه میگفت این بحث رو نداشتن..
۲ ماه پیشمهناز
0پارت واقعا سنگینی بود👌هردو اشتباه کردن و دارن ولی خب زیبایی و خوبیش اینه که باهم حرف زدن ودرسته که به نتیجه نرسیدن ولی حرف دلشون رو زدن👌👌
۲ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
درسته، تنها لطف این بحث همین بود
۲ ماه پیشفرشته
0به نظر من کیسان داره تمام عشقش رو نثار نازنین میکنه و این بی انصافیه که نازنین به کیسان ابراز علاقه نکنه خوب میگه یاسمین اله و بله خواهر من تو خلوت تو و کیسان کی هست به حز تو و کیسان یه دوست دارم بگو
۲ ماه پیشmaca..
0نمک زندگی ک میگن همینه دیگ😂فقط امیدوارم پشیمونی ب بار نیاره
۲ ماه پیشافسون
0الهی قربونت خوب همدیگه رو شستن و پهن کردن اما واقعیت همینه حقیقت ها فقط تو خشم بیرون میریزه هر آنچه ازدوست داشتن میگیم وقتی جلوه میکنه که ناراحت و دلگیر بشیم اونوقت *** هامیفته و دوری دلخوری وتنهایی حاصلشه خوب زخمهای کهنه درمان نمیشه به وقتش دوباره خونریزی میکنه و فرخ یکی شه
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
درسته، حرفهای تلنبار شده گاهی توی خشم و دعوا گفته میشن و همه چیز شفاف میشه
۳ ماه پیشزهرا
0تا فرخ زندست اوضاع همینه فقط باید فرخ و سر نگون کنن اشغال عوضی😢😢🙏🌱💗
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
تا ببینیم چی پیش میاد و چیکار میکنن..
۳ ماه پیشامیرعلی
0نمیدونم چی بگم واقعاً
۳ ماه پیشنیا
2علاقه و محبت نازنین به یاسمین قابل احترام اما افراطیه.نازنین نمیتونه زندگی خودشو بخاطر یاسمین مختل کنه.این بی احترامی به کیسانه.کیسان اولویت چندمشه؟اصلا اولویتش هست؟راستش منم شک کردم نازنین واقعا عاشق کیسانه یا عادت و وابستگیه.نازنین غیرمنطقیه.غرور کیسان رو خورد میکنه.نازنین لیاقت کیسان رو نداره.
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
نمیتونیم بگیم چون دلسوز خواهرشه هرچند افراطی پس لیاقت کیسان رو نداره؛ خیلی اوقات برای هممون پیش میاد که میخوایم از کسی یا چیزی مراقبت کنیم ولی دلسوزی و توجهمون وسواسی میشه و بقیه حس میکنن کمرنگن ولی معنیش این نیست که دوستشون نداریم
۳ ماه پیشنیا
0من موقع نوشتن کامنتام از قبل عصبانی بودم.اومدم خوندم عصبانی تر شدم.منم عصبانی میشم یکم کنترل زبونم سخته. واسه همین کامنتام عصبانی و تنده.ببخشید
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
عصبانی میشی ترسناکیا دختر😂 ماچ^^
۳ ماه پیشنیا
1کیسان وقتی میدونست نوشاد ازش خوشش نمیاد و .. باید طرفداری میکرد.با اینکارش یکبار هم کیسان غرور نازنین رو شکوند.کیسان نباید انتقام عدم محبت نازنین تو جمع رو اینجوری تو جمع ازش میگرفت.تو همچین جمعی با همچین بحثی.
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
قصدش انتقام نبود، نازنین از دلگیری اینطور برداشت کرد
۳ ماه پیشنیا
1کیسان هم اشتباه کرد که از نازنین جلوی جمع طرفداری نکرد.اونم به عبارتی غرور نازنین رو خورد کرد.وقتی فرخ تو جمع نازنین رو شکوند کیسانم باید تو جمع فرخ رو نابود میکرد.با اینکه کیسان رو دوست دارم و اصلا کار نازنین رو تایید نمیکنم و معتقدم نازنین به کیسان ظلم میکنه اما این اشتباه کیسان رو نمیپوشونه
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
آره، شاید بهتر بود همون لحظه واکنش نشون میداد
۳ ماه پیشرزا
1مهدیه جون مثل همیشه عالی بود دلم برا کیسان کبابه نازنین الکی بهونه یاسمین را می کنه تو خلوتشون که خواهرش نیست می تونه ابراز احساست کنه لجم می گیره از نازنیین که اینقدر با روح و روان کیسان بازی می کنه کیسان مظلومم😭
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
بگردم بچم کیسان💔
۳ ماه پیشمحیا
0وایی خدا قلبم آمد دهنم چه بلبشوی شد خدا لعنت کنه فرخ رو ببین چکار کرد بین زن و شوهر دعوای حسابی انداخت نازنین خیلی لجبازه کیسان درک نمیکنه
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
واقعا تموم آتیشا از گور فرخ بلند میشه🫣
۳ ماه پیشآرزو
0تنهانویسنده ای که تودودقیقه میتونه تونصف پارت هم خوشحالم کنه هم ناراحت خودتی مهدیه جون دمت گرم
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
قربونت برم من^^🤍
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

تینا
0کیسان حق داره حداقل لایق این همه محبتش یه دوست داره ساده که هست