حکم کن به قلم مرجان فریدی
پارت صد و بیست و هفتم :
با حس تکان خوردن بازویم به سختی چشمانم را باز کردم.
غلطی زدم و بدنم را کش و قوصی دادم.
گیج ب اطراف چشم دوختم.
چند بار پلک هایم را روی هم فشردم تا دیدم واضح شود.
با حس گرمایی میان گردن و شانه ام چشمانم تا انتها باز شد.
با حیرت سر چرخاندم.
اما کاش نمیچرخاندم چون با برخورد نوک بینی ام با چانه اش تازه متوجه نزدیکی بیش از حدش شدم.
با وحشت و چشمانی گرد درحالی ک خواب کاملا اØ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
?
2مای هارت 💔💔💔
۵ سال پیشmeli
16وییییییی ننه گلبم ریخت. اخه مرجان چرا اینقد خفن مینویسی عجب مخی داری ت بابا بوس ب مخت لعنتی
۵ سال پیشY
16مرجان انقدر تو رماناش هر دقیقه شوک میده که من الان باور نمیکنم این راستین باشه🤣
۵ سال پیشمعصومه
2من شانسی اومدم دیدم پارت جدید ارسال شده واقعا ذوق کردم ولی حالا فردا پارت نمیفرستید؟😍🤕
۵ سال پیشثمین
9رفتگری بیاد برگامو جم کنع😰😒این راستین بود؟منک احساس میکنم دوربین مخفیه یا جزوی از نقششه چون رمانا خانم فریدی انقد فوری پسره وا نمیده ..بعد سوالی دیگ پارت گذاری مثه قبل شده؟...زیبا بود🙂😀
۵ سال پیشدلوین
8وای این پارت یکی از بهترین پارتا بود مرجان جون تو عالیی و من عاشق همه رمانات هستم و خوندمشون
۵ سال پیشنازنین
3وایی چ باحال قلبم از هیجان تند تند میزنه🤩🤩🤩
۵ سال پیشمینا
6واااای من غش😮😐 من موندم چرا یهو راستین اینطوری شد خبر قبلی میدادی نگفتی ما یه طوریمون میشه🤐 ولی علی بود این داشتم هنوز تو شکم که شنبه داد فک کنم دیگه هر روز شده🤩🤩
۵ سال پیش.........
4خیلی یهویی بود ولییی جالب بوود پشمااام
۵ سال پیشدخی بی احساس
5من الان رو هوام به دو دلیل=1 پارت گذاری از اول شروع شد و 2 وایییی فردا شاید بگه چرا ادم بدست و البته شاید ضد حال بزنه😑
۵ سال پیشزلزله
8منو این همه شک و خوشبختیییی محاله،محااله😂عالی بود این پارت👌جدی راستین این حرفو زد؟نه بابا؟
۵ سال پیشبنده خدا
5وایییییی💕😮خداییییی مننن گف میدونی از کی نتونسم از ذهنم بیرونت کنم 😭😘اساساتی شدم از راسین انتظار همچین حرفیو نداشم
۵ سال پیشعا
4عالی بود😲😲😲
۵ سال پیشایمانه
8وایییی خدا قلبمممم،راستین داره کم کم راه میافتههههه😄
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

heli
0اوخی چه جذاب چه عاشقانه