آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت شصت و پنجم :
آخ عرفان...آخ بمیرم برای دلت. اگه حرف این لاشی رو میشنید چی به روزش میاومد؟
خدایا...من که میدونم تنهام نذاشتی.
من که میدونم این کما هم بخاطر لطف و عنایت تو بوده که اون اتفاق توی دفتر وکالتم دوباره تکرار نشه. پس اینبار هم یه کاری بکن و خودت یجوری از این مخمصه نجاتم بده که هیچ کاری از دستم ساخته نیست... .
| راوی |
- ببخشید خانوم دکتر؟
دکتر درحالی که برگهی آزمایش آشوب را د
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
عالی👌🏻خسته نباشی جانم
۱۷ ساعت پیشنگار
0مرسی خوشگلم ولی من فقط از پارت هایی که خوندم لذت بردم حالا یکمم مهراب حرصم داد مگه میشه کسی از رمان تو خسته بشه گلم☺️💙💙
۱۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سلامت باشی عزیز
۱۰ ساعت پیشنگار
0آشوب اگه بفهمم خودت تنها فرار کردی خیلی خوش حال میشم چون حال اون شیطان صفت رو گرفتی😃💙💙
۲۰ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینیم چی میشه توی پارت امشب 😉
۱۷ ساعت پیشنگار
0مشتاقانه منتظر پارت امشب هستم😃💙💙
۱۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزم❤️
۱۰ ساعت پیشفاطیما
0چقدر این پارت ذهنمو درگیر کرد یعنی آشوب کجا رفته ، مشتاق پارت بعدی هستم🥺😉 نویسنده گل خسته نباشی 🌑✨️
۱۷ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امشب پارت داریم عزیزم
۱۷ ساعت پیشافسون
0عزیزم فراری دادی تنهایی یا با کمکی امیدوارم دوباره گیر مهراب نیفته شایدم باید ه دشمن پیدا کنه آره مثلا آرش دشمن دشمن من دوست من است میشه آیا حدیث جون🤔🥰
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
احتمالاً تنهایی فرار کرد
دیروزتی دا
2ای وای کجا رفت آشوب ؟ نکنه باز زیر سر مهراب باشه؟ با خودش برای اینکه به خواسته ی مهراب تن نده فرار کرد؟ به شدت مشتاقم بدونم 🤨🧐
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فکر کنم فرار کرد :)
۲ روز پیشابی
0شاید رفته تا شاید بتونه سرنخی از دستبند پیدا کنه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شاید
۲ روز پیشFatemeh
0فرار کرد ولی چه فایده اون شیطان پیداش میکنه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
از اونجایی که متوجه شدیم مهراب نمیتونه ذهن آشوب رو بخونه، پس فکر نکنم بتونه پیداش هم بکنه. مگر اینکه...
۲ روز پیشSaina
0مگه اینکه از طریق خانوادش ..
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خانوادهشم خبر ندارن گویا، چون دیدیم که سیاوش هم از دیدن جای خالیش تعجب کرد
۲ روز پیشSaina
0واقعا امیدوارم ببینیم راستی من هنوز متوجه ماهیت مهراب نشدم کامل جنه یا نیم جنه؟
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بزودی مشخص میشه
۲ روز پیشFatemeh
0این مهرابی که ما میبینم هرچیزی ازش بر میاد مث دم موش تو سوراخه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله اینم هست..
۲ روز پیشمحرابی
0ای بابا کجا بردش اون مردک خدابخیر کنه. ممنون زیبا بود خدا قوت.
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کسی نبردتش، خیالتون راحت
۲ روز پیشSaina
0چقد دلم میخواد روزیو ببینم که مهراب به دست و پای آشوب افتاده
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یعنی میبینیم اون روزو؟
۲ روز پیشآمنه
1بانو به نظرتون دنبال آشوب بگردیم یا خودتون اون رو جای امن گذاشتید اخه میترسم مهراب اونو برده تا با خانواده اش برنگرده
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه بعید میدونم با مهراب رفته باشه، احتمالاً تنهاست
۲ روز پیشمینا
0کی بردتش مهراب باخوش بزد خونش
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فکر نکنم با مهراب رفته باشه
۲ روز پیشفاطمه ❤️
1ا وا کجا رفته، آشوب کجا رفتی دختر 🤔😎
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
الفرار!
۲ روز پیشلیلا
0مهراب بردش به خدا قسم این مهرابو بکشم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
احتمالاً تنهایی فرار کرد
۲ روز پیشلیلا
0خدا بکنه دوماه بعد بیاد یا اصلا با عرفان فرار کنه به خدا خیلی خوب میشه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ممکنه
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
0آخخ جون من بلاخره به پارت گذاری رسیدم😃😄وایی مهراب خوشم اونقدر زیاده واسه رسیدن به پارت گذاری که از نگاهت که بردن آشوب بدبخت و گذاشتن اون یادداشت بود هم گذشتم البته ظاهراً اینطوره مگرنه میخوام فقط چیزی گیرم بیاد تا بتونم تورو بکشم😠مرسی حدیث بینظیر بود خیلی خوب بود 💙💙