آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت شصت و چهارم :
این عوضی چیکار کرد الان؟
منو بوسید؟ اونم جلوی مهتا؟ بعد از اون گندی که زده بود، این حجم از آرامش واقعاً عجیب بود.
البته اگه خواهرِ منم مسئول جایی بود که من توش گند میزدم، باید هم خونسرد میبودم و ککم نمیگزید.
با بیتفاوتی، کنارم روی صندلی نشست و پرسید:
- بهتری؟
پوکرفیس نگاهش کردم. چرا فقط یذره خجالت نمیکشید؟
قیافهی مهتا هم دست کمی از من نداشت.
تک خندهی حی
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
ولی اگه نتونه حریف مهراب بشه چی؟ 💔:)
۱۷ ساعت پیشنگار
0خب دیگه اون موقعس من یه سکته عصبی از دست مهراب میکنم عرفان هم جوون مرگ میشه بچم💔(علت مرگ حرص و عصبانیت زیاد)💙💙
۱۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دور از جونتون
۱۰ ساعت پیشنگار
0مهراب از تو موذی تر تو عمرم ندیدم عهه ببین چه پیشنهادی به بچم میده خیلی خوب بود مرسی حدیث جونم😘💙💙
۲۰ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
وای دقیقاً
۱۷ ساعت پیشنگار
0اهوومم اصلا موذی رو برا مهراب ساختن👌👏
۱۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🫣
۱۰ ساعت پیشفاطیما
0وایی میگه به جا تشکره که کاری به خانوادت نداشتم پرروئی تا چه حد🤔 مرسی از پارت هدیه عالیی بود🩷
۱۷ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حد و مرز نداره پررویی مهراب
۱۷ ساعت پیشافسون
0افسون شد رفت آشوب با طلسم دسیسه ی مهراب تا قعر جهنم مجبوره بره حامله که فکر کنم اولشه درسته عزیزم🤔😏🤫
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امیدوارم باردار نشه
دیروزZ.k
0احتمالش هست
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
👌🏻
۲ روز پیشFatemeh
0بچه همینم مونده واسش بچه بیاره خیلی آدمم هستی بی صفت 😒😐
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شاید مجبور بشه :)
۲ روز پیشمحرابی
0ای بابا همین مونده از تو شیطان صفت بچه بیاره مردک روانی. خدا خودش کمک کنه این دوماه نیاد سراغش. ممنونم زیبا بود خیلی
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
که اگر بیاد واویلا میشه...
۲ روز پیشابی
0واای اگه حامله بشه.بچشون انسان میشه یا اجنه😂🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️😂
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پوکیدم😂😂😂
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نیم سوز 😂😂
۲ روز پیشلیلا
0فقط خدا نکنه به خواسته اش برسه اگه واقعا حامله شد چی
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امیدوارم
۲ روز پیشآمنه
0با این جوابها دارین ناامید میشم که از مهراب خلاص پیدا میکنیم انگار حالا حالاها باهاش درگیریم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله بدبختانه فعلاً باهاش کارها داریم
۲ روز پیشراز
0والا مهراب ک آتیشش خیلی تنده🤭 اونم بستگی ب قلم شما داره ک چطور بچرخه🤗،شایدم باردار بشه چه میدونم😉
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
من اعدامش میکنم 👹⚔️
۲ روز پیشتی دا
1ولی من خیلی دلم میخواد آشوب با مهراب بمونه
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چراااااااااا دقیقاً؟ چه نکتهی مثبتی در مهراب میبینید؟
۳ روز پیشتی دا
1نمیدونم بیشتر ازش خوشم میاد تا عرفان
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چی بگم والا
۲ روز پیشآمنه
0به نظر من که تا یک مدت بره خونه مادرش و هم حالش خوب بشه و هم از مهراب دور بشه و هم از مادرش سوال کنه در واقع من الان فکر میکنم اگه شیطان موجود توی بدن آشوب ازبین بره نفوذمهراب به ذهن خوانی بیشتر میشه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مادرش چیکار میتونه بکنه آخه :)
۲ روز پیشلیلا
0بچه میخواد دیگه چی اون بچه ای که از تو باش ای من چی بگم حدیثث بده من اینو خودم میکشمش و آشوب تازه فهمیده چه غلطی کرده این همه راه چرا ازدواج با این شیطان
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بد شد🤦🏻💔
۲ روز پیشSaina
0وای استرس گرفتم توروخدا چیزی نشه😂💔 نگران عرفانم
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
منم نگرانم🫠 امیدوارم نتونه خواستهشو عملی کنه
۲ روز پیشفاطمه ❤️
1چه بچه پر رویه این مهراب بچه هم میخواد 😯🙄 نه واقعاً چه رویی داره، چرا اینقدر.. دیگه زبونم نمیچرخه چیزی بگم باور کن تو فحش دادن ضعیفم شما جای من فحش بدین 😁🤭 ممنون حدیث جان 💜💜
۳ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بچه رو میخواد که آشوب رو حفظ کنه کنار خودش :)
۳ روز پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
0آشوب که من میشناسم به همین راحتی نم پس نامیده و باردار نمیشه به این آسونی😏💙💙