پارت شصت و چهارم :

این عوضی چیکار کرد الان؟
من‌و بوسید؟ اونم جلوی مهتا؟ بعد از اون گندی که زده بود، این حجم از آرامش واقعاً عجیب بود.
البته اگه خواهرِ منم مسئول جایی بود که من توش گند می‌زدم، باید هم خونسرد می‌بودم و ککم نمی‌گزید.
با بی‌تفاوتی، کنارم روی صندلی نشست و پرسید:
- بهتری؟
پوکرفیس نگاهش کردم. چرا فقط یذره خجالت نمی‌کشید؟
قیافه‌ی مهتا هم دست کمی از من نداشت.
تک خنده‌ی حی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نگار

    0

    آشوب که من میشناسم به همین راحتی نم پس نامیده و باردار نمیشه به این آسونی😏💙💙

    ۲۰ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ولی اگه نتونه حریف مهراب بشه چی؟ 💔:)

    ۱۷ ساعت پیش
  • نگار

    0

    خب دیگه اون موقعس من یه سکته عصبی از دست مهراب میکنم عرفان هم جوون مرگ میشه بچم💔(علت مرگ حرص و عصبانیت زیاد)💙💙

    ۱۶ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دور از جون‌تون

    ۱۰ ساعت پیش
  • نگار

    0

    مهراب از تو موذی تر تو عمرم ندیدم عهه ببین چه پیشنهادی به بچم میده خیلی خوب بود مرسی حدیث جونم😘💙💙

    ۲۰ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    وای دقیقاً

    ۱۷ ساعت پیش
  • نگار

    0

    اهوومم اصلا موذی رو برا مهراب ساختن👌👏

    ۱۶ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤣🫣

    ۱۰ ساعت پیش
  • فاطیما

    0

    وایی میگه به جا تشکره که کاری به خانوادت نداشتم پرروئی تا چه حد🤔 مرسی از پارت هدیه عالیی بود🩷

    ۱۷ ساعت پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حد و مرز نداره پررویی مهراب

    ۱۷ ساعت پیش
  • افسون

    0

    افسون شد رفت آشوب با طلسم دسیسه ی مهراب تا قعر جهنم مجبوره بره حامله که فکر کنم اولشه درسته عزیزم🤔😏🤫

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    امیدوارم باردار نشه

    دیروز
  • Z.k

    0

    احتمالش هست

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    👌🏻

    ۲ روز پیش
  • Fatemeh

    0

    بچه همینم مونده واسش بچه بیاره خیلی آدمم هستی بی صفت 😒😐

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شاید مجبور بشه :)

    ۲ روز پیش
  • محرابی

    0

    ای بابا همین مونده از تو شیطان صفت بچه بیاره مردک روانی. خدا خودش کمک کنه این دوماه نیاد سراغش. ممنونم زیبا بود خیلی

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    که اگر بیاد واویلا می‌شه...

    ۲ روز پیش
  • ابی

    0

    واای اگه حامله بشه.بچشون انسان میشه یا اجنه😂🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️😂

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پوکیدم😂😂😂

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نیم سوز 😂😂

    ۲ روز پیش
  • لیلا

    0

    فقط خدا نکنه به خواسته اش برسه اگه واقعا حامله شد چی

    ۳ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    امیدوارم

    ۲ روز پیش
  • آمنه

    0

    با این جوابها دارین ناامید میشم که از مهراب خلاص پیدا میکنیم انگار حالا حالاها باهاش درگیریم

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله بدبختانه فعلاً باهاش کارها داریم

    ۲ روز پیش
  • راز

    0

    والا مهراب ک آتیشش خیلی تنده🤭 اونم بستگی ب قلم شما داره ک چطور بچرخه🤗،شایدم باردار بشه چه میدونم😉

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    من اعدامش می‌کنم 👹⚔️

    ۲ روز پیش
  • تی دا

    1

    ولی من خیلی دلم میخواد آشوب با مهراب بمونه

    ۳ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چراااااااااا دقیقاً؟ چه نکته‌ی مثبتی در مهراب می‌بینید؟

    ۳ روز پیش
  • تی دا

    1

    نمیدونم بیشتر ازش خوشم میاد تا عرفان

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چی بگم والا

    ۲ روز پیش
  • آمنه

    0

    به نظر من که تا یک مدت بره خونه مادرش و هم حالش خوب بشه و هم از مهراب دور بشه و هم از مادرش سوال کنه در واقع من الان فکر میکنم اگه شیطان موجود توی بدن آشوب ازبین بره نفوذمهراب به ذهن خوانی بیشتر میشه

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مادرش چیکار می‌تونه بکنه آخه :)

    ۲ روز پیش
  • لیلا

    0

    بچه میخواد دیگه چی اون بچه ای که از تو باش ای من چی بگم حدیثث بده من اینو خودم میکشمش و آشوب تازه فهمیده چه غلطی کرده این همه راه چرا ازدواج با این شیطان

    ۳ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بد شد🤦🏻💔

    ۲ روز پیش
  • Saina

    0

    وای استرس گرفتم توروخدا چیزی نشه😂💔 نگران عرفانم

    ۳ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    منم نگرانم🫠 امیدوارم نتونه خواسته‌شو عملی کنه

    ۲ روز پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    چه بچه پر رویه این مهراب بچه هم میخواد 😯🙄 نه واقعاً چه رویی داره، چرا اینقدر.. دیگه زبونم نمیچرخه چیزی بگم باور کن تو فحش دادن ضعیفم شما جای من فحش بدین 😁🤭 ممنون حدیث جان 💜💜

    ۳ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بچه رو می‌خواد که آشوب رو حفظ کنه کنار خودش :)

    ۳ روز پیش
کپی شد!