پارت صد و نود و چهارم :

آزاده غرق در افکاری بود که تپش قلبش را تند کرده بود. پوران همراه با صدای گوگوش سر تکان می داد و لبخندی پر حسرت روی لبش بود. گوگوش می خواند و مرغ خیال آزاده پر کشیده بود بر بام دل بی معرفت سروش.
ــ آزاده؟!
آزاده با تکان دست پوران، گیج نگاهش کرد. پوران سر تکان داد و پرسید:
ــ کجایی دختر؟
آزاده دستپاچه لبخند زد و لب زد:
ــ بله پوران جون؟
پوران عمیق نگاهش کرد. چشمان قهوه ای آزا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!