رد بوسه هایت به قلم سمانه حسینی
پارت چهل و هشتم :
باید به هر قیمتی که شده، ذهنم را مشغول میکردم. باید کاری میکردم که فکر نکنم...
هر کاری... فقط برای اینکه صدای امیرعلی لحظهای از سرم بیرون برود. حالا که خودش اینطور بیرحمانه خودش را از من دور کرده بود، حالا که حتی زحمت یک تماس، یک پیام یا حتی روشن گذاشتن موبایلش را هم به خودش نمیداد، دیگر من چه حقی داشتم تمام شبانهروز به او فکر کنم؟ با حرص از جا بلند شدم و روبهروی کمد ایستادم.
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
مرجان
1سمانه هنوز خیلی مونده تا پارت پیراهن زرده؟ من هی چند وقتی یه بار میام میپرسم 🤧😩😂
۱ ماه پیشندا
1وای مرجان همین الان میخواستم همین و از سمانه بپرسم🥲🤣
۱ ماه پیشمرجان
1این تلپاتی ذهنامون دیگه داره خطرناک میشه🫣😂
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آخ بگردم که اینقدر دنبال اون پارتید🙈 یکم دیگه تحمل کنید
۱ ماه پیشمرجان
1چشم عزیزم🥲💔.سمانه کاش فرناز تو پارت فردا امیرعلی و ببینه نگرانشیم خیلی🥺
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
از دیدن امیرعلی واجب تر داریممرجان😜
۱ ماه پیشمرجان
1خیلی کنجکاو شدم 🫣چه خوابی دیدی برامون سمانه😩😂
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
امشب پارت داریم مرجان 😌🤍
۱ ماه پیشراحیل
1خیلی جالبه پسرا هم رمان میخونن؟ خانم حسینی ممنون بابت پارتهای زیباتون ایشالله فرنازم مثل دوستاش زودتر سر و سامون بگیره
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدای شما راحیل عزیزم🥰♥️
۱ ماه پیشنازی
2آخ فرناز خودتم میدونی این تاپ جیگری چه بلایی سر امیرعلی آورد🥲 کاش این تاپ و دیگه نپوشه مگر اینکه برای امیرعلی باشه
۱ ماه پیشندا
1آخ نازی گل گفتی😭 کاش دیگه فقط واسه امیرعلی بپوشه و طالبیا رو بندازه بیرون😭
۱ ماه پیشهانیه
1ندا به خدا اسم طالبی و میاری میخوام بترکم از خنده بازم یاد خودم می افتم 🤣
۱ ماه پیشنازی
2هانیه من اینقدر به کامنتت خندیدم که فقط خدا من و ببخشه🤣
۱ ماه پیشهانیه
2نوش جونت عشقم اشکالی نداره🤣
۱ ماه پیشابرا
2آره بخدا منم مردم از خنده ببخشید عزیزم ولی کلاً من دیگه اسم طالبی میاد خندم می گیره
۱ ماه پیشهانیه
2واسه دوستام تعریف کردم غش کردن از خنده الان هی طالبی طالبی میکنن🤣 چندتاشونم عضو شدن بیان بخونن
۱ ماه پیشمرجان
1هانیه کاش بهت نمیگفتیم تا ببینیم چجوری میخواستی طالبیارو پیدا کنی 🤣
۱ ماه پیشهانیه
1به خدا عین خنگولا دنبال طالبی بودم🤣
۱ ماه پیشمرجان
1البته دور از جونت 😅بالاخره طالبی هارو هم زیارت کردی🤭
۱ ماه پیشمرجان
1وقتی تاپ و از کمد کشید بیرون من گفتم الانه که اتیشش بزنه این دیوونه ولی دیدم نه خداروشکر. انگار باز خیال داره برا امیرعلی بپوشتش😁😍
۱ ماه پیشندا
1حالا این سری دیگه با برنامه ریزی میپوشش😋
۱ ماه پیشمرجان
1ندا من که بی صبرانه منتظر اون پارت پیراهن زردم خداکنه خیلی طول نکشه زودتری بخونیمش😩
۱ ماه پیشندا
1وای اون صحنه خیلی خفنه به نظرم فکر کنم با امیرعلی رفتن لباس بخرن فرناز یواشکی میره تو پرو. بعد اگه دقت کنی فرنوشم هست چون یه جا تو استوری نوشته بود فکر کردم فرنوشه. نگو امیرعلیهه خوداا🤤 پسرمون میپره تو اتاق پرو
۱ ماه پیشمرجان
1ولی من حس میکنم رفتن برای عقد کنون فرزاد لباس بخرن خانوادگی امیرعلی هم همراه فرزاد رفته دیگه فرنوش فرناز و تو اتاق پرو ول میکنه میره امیرعلی میمونه اونجا 😁فقط دلم میخواد ببینم بعد اون که میره تو اتاق و لبخند شیطنت امیز میاد رو لباش بعدش چکار میکنه امیرعلی ناقلا🥹😂
۱ ماه پیشندا
1وای دختر راست میگی اصلا یاد فرزاد نبودم پس قطعا مراسم فرزاده. اون لباس و هم یواشکی برمی داره این وروجکم که همه حواسش به فرنازه ولی عجب صحنه ای بشه فکر کن فرنوش از راه برسه اینام تو اتاق پرو باشن🤤
۱ ماه پیشمرجان
1ندا ینی هزار سناریو چیدم تو ذهنم برا اون پارت 🤧اره اگه فرنوش ببینتشون قشنگ باید برا عقد اماده بشن 🤣
۱ ماه پیشندا
1واسه عقد که خوبه باید واسه انتخاب اسم بچه آماده بشن🤣
۱ ماه پیشمرجان
1اره دقیقا😁.هرچند که امیرعلی از خداشه باور کن از الانم انتخاب کرده اسم بچه هاش 🤣
۱ ماه پیشندا
1آخ قربونش برم پسرمون تحمل نداره🤤
۱ ماه پیشمرجان
1بچه ها دقت کردید چقد برنامه خوب شده اول نمیزاشت تک جمله ای تایپ کنیم ولی الان گیر نمیده .تازه حرفای تکراری هم دیگه حذف نمیکنه😁اووفیشش
۱ ماه پیشسهیلا
1خیلی جیگر شده منم همش دلم میخواد بیام اینجا کامنت بازی کنیم😁
۱ ماه پیشمرجان
1عه خوبی سهیلا جان.اره دیدی چقد عکس العملش تند شدع خیلی عصابم و خورد نمیکنه 🤗
۱ ماه پیشمرجان
2سلام بچه ها بالاخره من اومدم 😩 اصلا نمیتونستم وارد برنامه شم این دو سه روز ندای بیمعرفت یه وقت یه حالی ازم نپرسی 🥲💔
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
سلام به روی ماهت. سرورهای برنامه رو تغییر دادن بهتر نشده؟
۱ ماه پیشمرجان
1اره الان عین برق وباد کار میکنه 😁
۱ ماه پیشندا
2ای قربونتت برم اومدی اتفاقا اصلا بهم خوش نگذشت نبودی😭
۱ ماه پیشمرجان
1الان این پیامتو دیدم ندا .خدانکنه جیگرم بخدا که دلم برا تو نظر دادن با تو خیلی تنگ شده بود🥲😚❤️
۱ ماه پیشصدرا
2امیرعلی بدجوری دلش شکسته اما بازم فرناز گناه داره که مونده تو بی خبری. لیلا نرفته باشه سراغ امیرعلی صلوات😑
۱ ماه پیششقایق
2چرا تو هی میری غیبت صدرا😄
۱ ماه پیشصدرا
2کار دارم جون آبجی. ولی چشم سعی میکنم زود زود بیام
۱ ماه پیششقایق
2آفرین بیا توام تحلیل کن
۱ ماه پیشسرو
2بازباکی دعوا کردی نمیومدی گروه هان راستش رو بگو
۱ ماه پیشصدرا
2با عشقم خوبه راحت شدی همین و میخواستی بشنوی 🤣
۱ ماه پیشسرو
2غلطکردی باعشقم خجالت هم نمیکشه هوار هوار هم میکنه پسره ی چشم
۱ ماه پیشصدرا
1آخه میگم با رفیقم باور نمیکنی میگم خب دیگه چی بگم از دست تو 🤣
۱ ماه پیشسرو
1آخه نمیدونی چه کیفی میده اذیت کردنت انگاری دارم با برادر خونی خودم کل کل نمیکنم
۱ ماه پیشصدرا
1نوش جونت پس اذیتم کن منم عاشق اینم که تو اذیتم کنی اصلا🤣
۱ ماه پیشندا
2واقعا گناه داره فرناز. ولی خدا نکنه رفته باشه سراغ لیلا البته لیلا نرفته باشه سراغش
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
همه از لیلا میترسن😄
۱ ماه پیشابرا
2اگه بره تضمین نمی دم خونش نریزم🤭😉
۱ ماه پیشصدرا
3گل گفتی به خدا من اینقدر از این دختر بدم میاد آخه دخترم اینقدر آویزون
۱ ماه پیشمرجان
2به به اقا صدرا از این ورا چه عجب شما پیدا شد
۱ ماه پیشصدرا
2فدایت مرجان دیگه اومدم که تنها نباشید😁
۱ ماه پیشمرجان
1خوش اومدی اما تنها که نبودیم 🤭😁.نری باز غیبت بزنه 🙄
۱ ماه پیشصدرا
1نه قول میدم دیگه غیبم نزنه
۱ ماه پیشمرجان
1تا ببینیم🫡😂
۱ ماه پیشمرجان
1سرو و ساجده کجایید ندیدم کامنت بزارید شماهم
۱ ماه پیشسرو
1آره الان بجای اینکه بره خونه فرزاد زانوی غم بغل کرده
۱ ماه پیشمرجان
1از شخصیت فرناز انتظار یه دختر سرسخت و پوست کلفت داشتم این چرا این چند روز همش گریه میکنه .البته حق میدم بهشا داره با خودش میجنگه که عاشق نشه هرچند که خبر نداره شده 😎😅
۱ ماه پیشهانیه
1دست خودش نیست طالبیاش خورده نشدن موندن رو دستش نمیتونه تحمل کنه🤣🤣
۱ ماه پیشمرجان
1خدا خفت نکنه هانیه ببینم بزور این طالبیارو میدی خورد امیرعلی یا نه 🤣
۱ ماه پیشهانیه
1به خدا رفیقام بهم میگن هانیه طالبی🤣🤣
۱ ماه پیشمرجان
1چه اسم خوبی چه بهتم میاد🤣 یادم باشه به ندا هم بگم ندا طالبی 🤭😂
۱ ماه پیشمرجان
2فرناز حالا همیشه تو خونه فرزاد پلاس بودا اونوقت الان یه توک پا نمیره اونجا ببینه امیرعلی هست یا نه 😐😤
۱ ماه پیشندا
2خدا کنه بره منم همش دعا دعا میکنم بره با اون تاپ جیگریه بره
۱ ماه پیشمرجان
1ندا فعلا با هرچی میخواد بره فقط بره 🤧😂
۱ ماه پیشندا
1این دفعه بره دیگه امیرعلی ولش نمیکنه چیز میشه دیگه همون چیز دیگه بعدم طالبی خورون بعدم کشتی نوح🤣
۱ ماه پیشمرجان
1اره ماشالله امیرعلی هم که به کم قانع نیست حسابی ماچ و بوسش میکنه 😂.البته تا اسم چیز اوردی تا تهش رفتم خودتو اذیت نکن ندا🤣
۱ ماه پیشندا
2بچه هاا کجایید؟ باید یکی یکی صداتون کنم تا بیاید😁 کم کاری دارید میکنیدا
۱ ماه پیشسهیلا
2من که اینجام بقیه کجان خدایی🤔
۱ ماه پیشندا
2دو پارته اصلا فعال نیستن بچه ها. من دلم میگیره وقتی نمیان. تحلیل ها خوابیده😭
۱ ماه پیششقایق
2سلام ندا منم اومدم عجب پارتی بود دخترمون قشنگ دل و داده رفته😭
۱ ماه پیشنازی
2سرو و ساجده و مرجان و شایسته و ابرا و میم هم نیستن کی و دیگه نگفتم
۱ ماه پیشمرجان
1مرسی نازی جون که یادم بودی .اره این چند روز نتونستم بیام تو برنامه ولی الان هستم درخدمتت 😁😚❤️
۱ ماه پیشمرجان
1سمانه جان این چند روز واقعا دلم برات تنگ شده بود خیلی عادت کردم به کامنت گذاشتن زیر پارتا 🥺🥲
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دورت بگردم دل منم واست تنگ شده بود
۱ ماه پیشمرجان
1فداتشم قشنگم 🥹❤️
۱ ماه پیشسرو
2سلام من امدم خوش امدم
۱ ماه پیشندا
2سلام سرو جونم خوش اومدی
۱ ماه پیشمرجان
1خوش اومدی سرو جانم
۱ ماه پیشمیم
2حالا خوبه خودش حال امیرعلیو گرفت جوابش کرد و اینقدر بی قراره تازه باز الانم ببیندش بازم ردش می کنه 😮😠🙏🏻
۱ ماه پیشمیم
2خودش بی خودی به خودش سخت می گیره،همیشه که می رفتی خونه فرزاد،حالا هم بی خبر برو شاید اونجا بود،جای دیگه ای نداره از دست اون زهره فولاد زره اون بیچاره 🥺
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره واقعا💔🥺
۱ ماه پیشابرا
3ولی این حال فرناز قشنگه جای امیر علی خالیه ببینه چه کرد با فرناز 😍
۱ ماه پیشندا
2عه اومدی ابرا🥰 آخ آخ دقیقا جای امیرعلی خالیه
۱ ماه پیشابرا
2چرا پارت کم بود وای سمانه جون پارت هدیه بزار برامون ما عادت کردیم به پارت های بلند عزیزم
۱ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دارمپارت و آماده میکنم عزیزم میذارم یه کوچولو صبر کنید فقط🙈
۱ ماه پیشابرا
3آخ جون دمت گرم مرسی عشقی سمانه جان
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسیم
1😂😂 نمیدونم اسمشو دعا بزاریم یا نفرین ولی بیتا جون هرچی که بود( دعا یا نفرین) گرفت فرناز حالش خیلی بده امیرم که بدتراز اون 😔✌🏼