پارت چهل و هشتم :

باید به هر قیمتی که شده، ذهنم را مشغول می‌کردم. باید کاری می‌کردم که فکر نکنم...
هر کاری... فقط برای اینکه صدای امیرعلی لحظه‌ای از سرم بیرون برود. حالا که خودش این‌طور بی‌رحمانه خودش را از من دور کرده بود، حالا که حتی زحمت یک تماس، یک پیام یا حتی روشن گذاشتن موبایلش را هم به خودش نمی‌داد، دیگر من چه حقی داشتم تمام شبانه‌روز به او فکر کنم؟ با حرص از جا بلند شدم و روبه‌روی کمد ایستادم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان رد بوسه هایت سیاوش
تصویر شخصیت بیتا در رمان رد بوسه هایت بیتا
تصویر شخصیت فرناز در رمان رد بوسه هایت فرناز
تصویر شخصیت نریمان در رمان رد بوسه هایت نریمان
تصویر شخصیت میعاد در رمان رد بوسه هایت میعاد
تصویر شخصیت نازنین در رمان رد بوسه هایت نازنین
تصویر شخصیت فرنوش در رمان رد بوسه هایت فرنوش
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رد بوسه هایت فرزاد
تصویر شخصیت امیرعلی در رمان رد بوسه هایت امیرعلی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    1

    😂😂 نمیدونم اسمشو دعا بزاریم یا نفرین ولی بیتا جون هرچی که بود( دعا یا نفرین) گرفت فرناز حالش خیلی بده امیرم که بدتراز اون 😔✌🏼

    ۴ هفته پیش
  • مرجان

    1

    سمانه هنوز خیلی مونده تا پارت پیراهن زرده؟ من هی چند وقتی یه بار میام میپرسم 🤧😩😂

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    وای مرجان همین الان میخواستم همین و از سمانه بپرسم🥲🤣

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    این تلپاتی ذهنامون دیگه داره خطرناک میشه🫣😂

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آخ بگردم که اینقدر دنبال اون پارتید🙈 یکم دیگه تحمل کنید

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    چشم عزیزم🥲💔.سمانه کاش فرناز تو پارت فردا امیرعلی و ببینه نگرانشیم خیلی🥺

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    از دیدن امیرعلی واجب تر داریم‌مرجان😜

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    خیلی کنجکاو شدم 🫣چه خوابی دیدی برامون سمانه😩😂

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    امشب پارت داریم مرجان 😌🤍

    ۱ ماه پیش
  • راحیل

    1

    خیلی جالبه پسرا هم رمان میخونن؟ خانم حسینی ممنون بابت پارتهای زیباتون ایشالله فرنازم مثل دوستاش زودتر سر و سامون بگیره

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدای شما راحیل عزیزم🥰♥️

    ۱ ماه پیش
  • نازی

    2

    آخ فرناز خودتم میدونی این تاپ جیگری چه بلایی سر امیرعلی آورد🥲 کاش این تاپ و دیگه نپوشه مگر اینکه برای امیرعلی باشه

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    آخ نازی گل گفتی😭 کاش دیگه فقط واسه امیرعلی بپوشه و طالبیا رو بندازه بیرون😭

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    1

    ندا به خدا اسم طالبی و میاری میخوام بترکم از خنده بازم یاد خودم می افتم 🤣

    ۱ ماه پیش
  • نازی

    2

    هانیه من اینقدر به کامنتت خندیدم که فقط خدا من و ببخشه🤣

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    2

    نوش جونت عشقم اشکالی نداره🤣

    ۱ ماه پیش
  • ابرا

    2

    آره بخدا منم مردم از خنده ببخشید عزیزم ولی کلاً من دیگه اسم طالبی میاد خندم می گیره

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    2

    واسه دوستام تعریف کردم غش کردن از خنده الان هی طالبی طالبی میکنن🤣 چندتاشونم عضو شدن بیان بخونن

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    هانیه کاش بهت نمیگفتیم تا ببینیم چجوری میخواستی طالبیارو پیدا کنی 🤣

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    1

    به خدا عین خنگولا دنبال طالبی بودم🤣

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    البته دور از جونت 😅بالاخره طالبی هارو هم زیارت کردی🤭

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    وقتی تاپ و از کمد کشید بیرون من گفتم الانه که اتیشش بزنه این دیوونه ولی دیدم نه خداروشکر. انگار باز خیال داره برا امیرعلی بپوشتش😁😍

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    حالا این سری دیگه با برنامه ریزی میپوشش😋

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    ندا من که بی صبرانه منتظر اون پارت پیراهن زردم خداکنه خیلی طول نکشه زودتری بخونیمش😩

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    وای اون صحنه خیلی خفنه به نظرم فکر کنم با امیرعلی رفتن لباس بخرن فرناز یواشکی میره تو پرو. بعد اگه دقت کنی فرنوشم هست چون یه جا تو استوری نوشته بود فکر کردم فرنوشه. نگو امیرعلیهه خوداا🤤 پسرمون میپره تو اتاق پرو

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    ولی من حس میکنم رفتن برای عقد کنون فرزاد لباس بخرن خانوادگی امیرعلی هم همراه فرزاد رفته دیگه فرنوش فرناز و تو اتاق پرو ول میکنه میره امیرعلی میمونه اونجا 😁فقط دلم میخواد ببینم بعد اون که میره تو اتاق و لبخند شیطنت امیز میاد رو لباش بعدش چکار میکنه امیرعلی ناقلا🥹😂

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    وای دختر راست میگی اصلا یاد فرزاد نبودم پس قطعا مراسم فرزاده. اون لباس و هم یواشکی برمی داره این وروجکم که همه حواسش به فرنازه ولی عجب صحنه ای بشه فکر کن فرنوش از راه برسه اینام تو اتاق پرو باشن🤤

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    ندا ینی هزار سناریو چیدم تو ذهنم برا اون پارت 🤧اره اگه فرنوش ببینتشون قشنگ باید برا عقد اماده بشن 🤣

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    واسه عقد که خوبه باید واسه انتخاب اسم بچه آماده بشن🤣

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    اره دقیقا😁.هرچند که امیرعلی از خداشه باور کن از الانم انتخاب کرده اسم بچه هاش 🤣

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    آخ قربونش برم پسرمون تحمل نداره🤤

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    بچه ها دقت کردید چقد برنامه خوب شده اول نمیزاشت تک جمله ای تایپ کنیم ولی الان گیر نمیده .تازه حرفای تکراری هم دیگه حذف نمیکنه😁اووفیشش

    ۱ ماه پیش
  • سهیلا

    1

    خیلی جیگر شده منم همش دلم میخواد بیام اینجا کامنت بازی کنیم😁

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    عه خوبی سهیلا جان.اره دیدی چقد عکس العملش تند شدع خیلی عصابم و خورد نمیکنه 🤗

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    سلام بچه ها بالاخره من اومدم 😩 اصلا نمیتونستم وارد برنامه شم این دو سه روز ندای بیمعرفت یه وقت یه حالی ازم نپرسی 🥲💔

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    سلام به روی ماهت. سرورهای برنامه رو تغییر دادن بهتر نشده؟

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    اره الان عین برق وباد کار میکنه 😁

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    ای قربونتت برم اومدی اتفاقا اصلا بهم خوش نگذشت نبودی😭

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    الان این پیامتو دیدم ندا .خدانکنه جیگرم بخدا که دلم برا تو نظر دادن با تو خیلی تنگ شده بود🥲😚❤️

    ۱ ماه پیش
  • صدرا

    2

    امیرعلی بدجوری دلش شکسته اما بازم فرناز گناه داره که مونده تو بی خبری. لیلا نرفته باشه سراغ امیرعلی صلوات😑

    ۱ ماه پیش
  • شقایق

    2

    چرا تو هی میری غیبت صدرا😄

    ۱ ماه پیش
  • صدرا

    2

    کار دارم جون آبجی. ولی چشم سعی میکنم زود زود بیام

    ۱ ماه پیش
  • شقایق

    2

    آفرین بیا توام تحلیل کن

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    2

    بازباکی دعوا کردی نمیومدی گروه هان راستش رو بگو

    ۱ ماه پیش
  • صدرا

    2

    با عشقم خوبه راحت شدی همین و میخواستی بشنوی 🤣

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    2

    غلطکردی باعشقم خجالت هم نمیکشه هوار هوار هم میکنه پسره ی چشم

    ۱ ماه پیش
  • صدرا

    1

    آخه میگم با رفیقم باور نمیکنی میگم خب دیگه چی بگم از دست تو 🤣

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    1

    آخه نمیدونی چه کیفی میده اذیت کردنت انگاری دارم با برادر خونی خودم کل کل نمیکنم

    ۱ ماه پیش
  • صدرا

    1

    نوش جونت پس اذیتم کن منم عاشق اینم که تو اذیتم کنی اصلا🤣

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    واقعا گناه داره فرناز. ولی خدا نکنه رفته باشه سراغ لیلا البته لیلا نرفته باشه سراغش

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    همه از لیلا میترسن😄

    ۱ ماه پیش
  • ابرا

    2

    اگه بره تضمین نمی دم خونش نریزم🤭😉

    ۱ ماه پیش
  • صدرا

    3

    گل گفتی به خدا من اینقدر از این دختر بدم میاد آخه دخترم اینقدر آویزون

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    به به اقا صدرا از این ورا چه عجب شما پیدا شد

    ۱ ماه پیش
  • صدرا

    2

    فدایت مرجان دیگه اومدم که تنها نباشید😁

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    خوش اومدی اما تنها که نبودیم 🤭😁.نری باز غیبت بزنه 🙄

    ۱ ماه پیش
  • صدرا

    1

    نه قول میدم دیگه غیبم نزنه

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    تا ببینیم🫡😂

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    سرو و ساجده کجایید ندیدم کامنت بزارید شماهم

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    1

    آره الان بجای اینکه بره خونه فرزاد زانوی غم بغل کرده

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    از شخصیت فرناز انتظار یه دختر سرسخت و پوست کلفت داشتم این چرا این چند روز همش گریه میکنه .البته حق میدم بهشا داره با خودش میجنگه که عاشق نشه هرچند که خبر نداره شده 😎😅

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    1

    دست خودش نیست طالبیاش خورده نشدن موندن رو دستش نمیتونه تحمل کنه🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    خدا خفت نکنه هانیه ببینم بزور این طالبیارو میدی خورد امیرعلی یا نه 🤣

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    1

    به خدا رفیقام بهم میگن هانیه طالبی🤣🤣

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    چه اسم خوبی چه بهتم میاد🤣 یادم باشه به ندا هم بگم ندا طالبی 🤭😂

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    2

    فرناز حالا همیشه تو خونه فرزاد پلاس بودا اونوقت الان یه توک پا نمیره اونجا ببینه امیرعلی هست یا نه 😐😤

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    خدا کنه بره منم همش دعا دعا میکنم بره با اون تاپ جیگریه بره

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    ندا فعلا با هرچی میخواد بره فقط بره 🤧😂

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    1

    این دفعه بره دیگه امیرعلی ولش نمیکنه چیز میشه دیگه همون چیز دیگه بعدم طالبی خورون بعدم کشتی نوح🤣

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    اره ماشالله امیرعلی هم که به کم قانع نیست حسابی ماچ و بوسش میکنه 😂.البته تا اسم چیز اوردی تا تهش رفتم خودتو اذیت نکن ندا🤣

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    بچه هاا کجایید؟ باید یکی یکی صداتون کنم تا بیاید😁 کم کاری دارید میکنیدا

    ۱ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    من که اینجام بقیه کجان خدایی🤔

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    دو پارته اصلا فعال نیستن بچه ها. من دلم میگیره وقتی نمیان. تحلیل ها خوابیده😭

    ۱ ماه پیش
  • شقایق

    2

    سلام ندا منم اومدم عجب پارتی بود دخترمون قشنگ دل و داده رفته😭

    ۱ ماه پیش
  • نازی

    2

    سرو و ساجده و مرجان و شایسته و ابرا و میم هم نیستن کی و دیگه نگفتم

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    مرسی نازی جون که یادم بودی .اره این چند روز نتونستم بیام تو برنامه ولی الان هستم درخدمتت 😁😚❤️

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    سمانه جان این چند روز واقعا دلم برات تنگ شده بود خیلی عادت کردم به کامنت گذاشتن زیر پارتا 🥺🥲

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دورت بگردم دل منم واست تنگ شده بود

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    فداتشم قشنگم 🥹❤️

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    2

    سلام من امدم خوش امدم

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    سلام سرو جونم خوش اومدی

    ۱ ماه پیش
  • مرجان

    1

    خوش اومدی سرو جانم

    ۱ ماه پیش
  • میم

    2

    حالا خوبه خودش حال امیرعلیو گرفت جوابش کرد و اینقدر بی قراره تازه باز الانم ببیندش بازم ردش می کنه 😮😠🙏🏻

    ۱ ماه پیش
  • میم

    2

    خودش بی خودی به خودش سخت می گیره،همیشه که می رفتی خونه فرزاد،حالا هم بی خبر برو شاید اونجا بود،جای دیگه ای نداره از دست اون زهره فولاد زره اون بیچاره 🥺

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره واقعا💔🥺

    ۱ ماه پیش
  • ابرا

    3

    ولی این حال فرناز قشنگه جای امیر علی خالیه ببینه چه کرد با فرناز 😍

    ۱ ماه پیش
  • ندا

    2

    عه اومدی ابرا🥰 آخ آخ دقیقا جای امیرعلی خالیه

    ۱ ماه پیش
  • ابرا

    2

    چرا پارت کم بود وای سمانه جون پارت هدیه بزار برامون ما عادت کردیم به پارت های بلند عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دارم‌پارت و آماده میکنم عزیزم میذارم یه کوچولو صبر کنید فقط🙈

    ۱ ماه پیش
  • ابرا

    3

    آخ جون دمت گرم مرسی عشقی سمانه جان

    ۱ ماه پیش
کپی شد!