پارت شصت و دوم :
دستش رو از روی چونهی سپهر پایین آورد و با پشتِ انگشت، خطِ فکِ سپهر رو لمس کرد.
تنِ سپهر از اون لمسهای ویرونگر ، مورمور میشد. لقمهاش رو با اخمهای درهم و بغضش قورت داد.
- «من اون آدمی نیستم که بخوای به بازیش بگیری.»
دستِ میراث رو بهشدت پس زد و با جدیت بیشتری ادامه داد :
-« تا قبل از اینکه پشیمون بشی ، من رو آزاد کن.»
میراث خندید.
دستش رو برد سمتِ یقه لباسِ سپهر و اÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
برفین
0یونا گناه داره ولی میراث حرف اول رو میزنه
۲ ماه پیشزهرا
2وایی🤣یعنی واقعا فکر کرد میتونه میراث را گول بزنه؟ اخی گلم نمیدونی میراث جونت فهمیده نقشه ای داری و فقط چون حوصله اش سر رفته میخواد وارد بازیت بشه یعنی اینقدر نقشه ات براش بیخود و بی ارزش هست😂
۳ ماه پیشتینا
1خاک تو سرت سپهر واقعاً میخوای بذاری همچین غلطی بکنه
۳ ماه پیش.....
1سپهر وای خدایا اون داره چیکار میکنه وای اصلا نمی فهمم چرا چرا چرا واقعا داری نور تو به تاریکی می فروشی خورشید اونم برای آزادی؟
۳ ماه پیشبچه نعنا
7یونا کجایی ببینی زیدیت قرار زیر میراث جر بخوره
۳ ماه پیشبچه نعنا
1وای دلم برا یونا سوخت
۳ ماه پیشبچه نعنا
2نعنا خودتو اماده کن که قرار توسطه میراث *** بشی 😅
۳ ماه پیشبچه نعنا
2وای پشمام امضا کرد نعنا جان تموم شد
۳ ماه پیشسارا
3خوشمان امد 💚👻
۴ ماه پیشوکیل کالی
2یونا وقتی این قرارداد رو بخونه از هم گسسته میشه نابود میشه👍
۴ ماه پیشمه تیام
2عاشق اون تفاهم نامه شدم
۴ ماه پیشحدیث
3بیشتر و محکمتر؟؟ ای خداا ای چرا همچین میکنهه؟ میخوای مارو سکته بدی کالی؟
۴ ماه پیشطوفان
0خیلی قرارداد زیبایی بود همه چیز مو به مو و دقیق دمت گرم کالی جونم دستت طلا ✨🙃🙃✨🙃✨🙃✨🙃❤️✨❤️✨😂✨❤️✨❤️✨❤️✨❤️❤️✨❤️❤️✨❤️✨❤️✨❤️✨❤️✨❤️✨❤️❤️✨❤️❤️❤️✨❤️✨❤️❤️❤️❤️❤️✨✨❤️✨❤️✨❤️✨❤️✨
۴ ماه پیشطوفان
0کالی جونم دستت طلا عجب اهنگی گذاشتی محشر بود 🥲✨🥲✨🥲✨🥲✨🙃✨🙃✨🙃✨🙃✨🙃✨
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

خانم ایکس
0داره به بخش های اصلی میرسه ویی🤭🤭