پارت دویست و بیست و پنجم :

در عالم خیال حواسش نبود که دقایقی همان‌جا خشکش زده و به زوج مقابلش خیره می‌نگرد، حتی متوجه‌ی سرمای هوا هم نبود. در آن‌سو، امیرعلی وقتی که می‌خواست درب سمت راننده را برای خودش باز کند متوجه‌ی سنگینی نگاهی شد. سر برگرداند. صورتش رنگ باخت، نفسش در سینه‌ برای ثانیه‌ای پکید. انتظار دیدنش را نمی‌کشید. سیمای دلربایش را از نظر گذراند، آب زیر پوستش رفته‌ بود و در مقایسه با آن شب عروسی فرق ز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!